تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
ترجمه

( پاسخ جناب آخوند از استدلال سوم اعمىها : )

صحت استدلال امام عليه السّلام به آيه شريفه ، متوقف برآن ( يعنى : وضع مشتق براى اعم ) نمىباشد ، بلكه اين استدلال صحيح است ، گرچه مشتق وضع شده براى خصوص متلبس باشد . و توضيح اين بيان متوقف بر تمهيد مقدمه‌اى است و آن اينست كه : اوصاف عنوانى كه در موضوعات احكام در نظر گرفته مىشوند ، بر چند قسم‌اند : - قسم اول اينكه : اخذ و لحاظ عنوان صرفا براى اشاره به چيزى باشد كه در واقع موضوع براى حكم است به دليل معهود بودن موضوع به اين عنوان ، بدون اينكه اين عنوان بخاطر اتصاف موضوع به آن در حكم دخالت كند . - قسم دوم اينكه : عنوان بخاطر اشاره به علت بودن مبدأ براى حكم باشد ، در صورتى كه صرف صحت حمل مشتق بر ذات براى علت بودن و لو در زمان گذشته كفايت كند . - قسم سوم اينكه : عنوان بخاطر اشاره به ( علت بودن مبدأ براى حكم ) باشد ، در صورتى كه مجرد صحت حمل مشتق بر ذات كافى نباشد ، بلكه حكم داير مدار صحت حمل و اتصاف ذات به مبدأ باشد ، حدوثا و بقاء ( يعنى تا وقتى ذات متلبس به مبدأ است حكم نيز محقق باشد و پس از انقضاء مبدأ حكم نيز زائل شود ) . پس وقتى اين مقدمه دانسته شد مىگوييم : كه استدلال به اين وجه ( سوم ) ، در صورتى صحيح است كه اخذ عنوان ( ظالم ) در آيهء شريفه به نحو اخير باشد ، چه آنكه بديهى است كه اگر مشتق براى اعم نباشد ، پس از عدم تلبس ذات به مبدأ ، على الظاهر در هنگام تصدى امر خلافت ، استدلال تمام نخواهد بود . پس ( تماميت استدلال متوقف بر اينست كه : ) مشتق موضوع براى اعم باشد ، تا ( آن شخص و يا اشخاص ) ، در هنگام تصدى خلافت هم حقيقة از ظالمين باشند ( اگرچه فعلا متلبس به ظلم نباشند ) . اما : اگر اخذ عنوان ظالم در آيهء شريفه به نحو دوم باشد ، نه ( استدلال به آيه شريفه صحيح
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 470 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى