تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
اگر از مبدأ معناى مصدرى را اراده كنيد ، ما عدم صحت سلب را قبول نداريم بلكه مىگوييم : صحت سلب درست است . و اگر از مبدأ معناى اسم مصدرى را اراده كنيد ، بله آن ذات ، منقضى عنه المبدأ نبوده بلكه هميشه تلبس به مبدأ دارد . * مراد از « استدلال الامام عليه السّلام ، تأسّياً . . . » چيست ؟ بيان سومين دليل قائلين به اعم است مبنى بر اينكه : وضع المشتق للاعمّ . * حاصل دليل مزبور چيست ؟ اينست كه : خداى تعالى در سورهء بقره آيهء 124 فرموده :
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
حال : 1 . برخى از افراد صدر اسلام به شهادت تاريخ و تجربه مشرك بودند . 2 . هر مشركى ظالم است چرا كه قرآن مىفرمايد : انّ الشّرك لظلم عظيم . پس : اين برخى از افراد ظالم هستند . 1 . برخى از افراد كه در صدر اسلام به خلافت رسيدند ظالم‌اند . 2 . ظالم هم طبق آيهء شريفه لايق منصب خلافت و امامت نيست . پس : اين برخى شايستهء اين مقام نيستند . حال : اعمىها مىگويند : اين استدلال امام و يا خود اعمىها به آيهء شريفه ، بنا بر اينست كه : كلمهء ظالمين ( كه مشتق است ) ، در اعم از ما تلبس و ما انقضى عنه التلبس حقيقت است . چرا ؟ زيرا اگر ظالمين ، حقيقت در خصوص ما تلبس باشد ، آن‌ها به ما خواهند گفت : بله ، برخى خلفا مدتى را مشرك و بت‌پرست بودند لكن پس از آن به آيين مقدس اسلام مشرّف شدند . پس از اسلام و در هنگام خلافت مشرك و در نتيجه ظالم نبودند تا مصداق و يا مشمول آيهء شريفه قرار گيرند . پس : ظالمين بايد حقيقت در اعم باشد تا عنوان ظالم هم‌اكنون هم در حق آن‌ها اطلاق شده ، عدم لياقتشان براى خلافت ثابت شود . خلاصه اينكه : اين استدلال در صورتى مثبت مدّعاى ماست و صحيح مىباشد كه مشتق در اعم از متلبس و منقضى حقيقت باشد ، تا بشود به خلفاى مذكور كه در عصرى بت‌پرست و در نتيجه ظالم بودند ، در حين خلافت هم اطلاق ظالم كرده آن‌ها را مشمول آيه قرار داد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 468 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى