اگر از مبدأ معناى مصدرى را اراده كنيد ، ما عدم صحت سلب را قبول نداريم بلكه مىگوييم :
صحت سلب درست است .
و اگر از مبدأ معناى اسم مصدرى را اراده كنيد ، بله آن ذات ، منقضى عنه المبدأ نبوده بلكه هميشه تلبس به مبدأ دارد .
* مراد از « استدلال الامام عليه السّلام ، تأسّياً . . . » چيست ؟
بيان سومين دليل قائلين به اعم است مبنى بر اينكه : وضع المشتق للاعمّ .
* حاصل دليل مزبور چيست ؟
اينست كه : خداى تعالى در سورهء بقره آيهء 124 فرموده :
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
حال :
1 . برخى از افراد صدر اسلام به شهادت تاريخ و تجربه مشرك بودند .
2 . هر مشركى ظالم است چرا كه قرآن مىفرمايد : انّ الشّرك لظلم عظيم .
پس : اين برخى از افراد ظالم هستند .
1 . برخى از افراد كه در صدر اسلام به خلافت رسيدند ظالماند .
2 . ظالم هم طبق آيهء شريفه لايق منصب خلافت و امامت نيست .
پس : اين برخى شايستهء اين مقام نيستند .
حال :
اعمىها مىگويند : اين استدلال امام و يا خود اعمىها به آيهء شريفه ، بنا بر اينست كه : كلمهء ظالمين ( كه مشتق است ) ، در اعم از ما تلبس و ما انقضى عنه التلبس حقيقت است . چرا ؟
زيرا اگر ظالمين ، حقيقت در خصوص ما تلبس باشد ، آنها به ما خواهند گفت : بله ، برخى خلفا مدتى را مشرك و بتپرست بودند لكن پس از آن به آيين مقدس اسلام مشرّف شدند .
پس از اسلام و در هنگام خلافت مشرك و در نتيجه ظالم نبودند تا مصداق و يا مشمول آيهء شريفه قرار گيرند .
پس : ظالمين بايد حقيقت در اعم باشد تا عنوان ظالم هماكنون هم در حق آنها اطلاق شده ، عدم لياقتشان براى خلافت ثابت شود .
خلاصه اينكه :
اين استدلال در صورتى مثبت مدّعاى ماست و صحيح مىباشد كه مشتق در اعم از متلبس و منقضى حقيقت باشد ، تا بشود به خلفاى مذكور كه در عصرى بتپرست و در نتيجه ظالم بودند ، در حين خلافت هم اطلاق ظالم كرده آنها را مشمول آيه قرار داد .