تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
اگر كسى مضروب و يا مقتول واقع شد ، عنوان مضروبيّت يا مقتوليّت منحصر به همان حال وقوع نمىباشد . فى المثل : اگر كسى دو سال پيش هم مضروب واقع شده باشد ، امروز مىتوان اطلاق مضروب را حقيقة بر او اطلاق نمود ، درحالىكه سلب عنوان مذكور از او صحيح نمىباشد . فى المثل : به كسى كه هفتهء پيش كسى را كشته ، امروز نمىتوان گفت كه او قاتل نيست . بنابراين : عدم صحت سلب و يا صحت حمل ، دليل بر اينست كه : مشتق نسبت به منقضى عنه المبدا هم حقيقت است . * قبل از بيان پاسخ و يا اشكال آخوند به دليل مذكور بفرماييد مبادى و مصادر مشتقات داراى چند معنا بوده و يا در چند معنا استعمال مىشوند ؟ داراى دو معنا بوده و يا در دو معنا استعمال مىشوند : 1 - معناى مصدرى و حدثى . 2 - معناى اسم مصدرى . * مراد از معناى مصدرى و حدثى چيست ؟ فى المثل : 1 - ضرب كه ماده و مصدر ضارب و مضروب است فعلى است معين و حركتى است بخصوص كه فى المثل دست يا پا بالا رفته بر كسى وارد مىشود و چند لحظه بعد پايان مىپذيرد . 2 - و قتل به معناى كشتن كه ماده و مصدر قاتل و مقتول است ، كارى است مشخص كه بواسطهء پرتاب گلوله و يا . . . انجام مىپذيرد و بعد از چند لحظه پايان مىپذيرد . * مراد از اسم مصدرى چيست ؟ همان نتيجه و اثر حاصل از مصدر است ، مثل : ( قتل ) كه به معناى نبود حيات است ، مسبّب از كشتن است و يا ( ضرب ) كه به معناى تألّم جسمانى است ، مسبب و در نتيجهء زدن به معناى مصدرى است . نكته اينكه : اين معنا آنى و لحظه‌اى نبوده بلكه باقى و برقرار است . * آيا اطلاق ( ضرب ) و ( قتل ) به اين معناى دوم حقيقى است ؟ خير ، مجازى و به علاقهء سبب و مسبب است . * با توجه به اين مقدمه مراد از « و فيه : انّ عدم صحته فى مثلهما ، انّما هو لاجل انّه . . . » چيست ؟ اشكال جناب آخوند است به دليل مذكور از اعمىها مبنى بر اينكه : اگر ملاحظه مىكنيد كه سلب مضروب يا مقتول از فرد منقضى عنه التلبس صحيح نمىباشد و بلكه برآن اطلاق مىشود ، بخاطر اينست كه از مبادى اين عناوين معناى دوم يعنى : اسم