اگر كسى مضروب و يا مقتول واقع شد ، عنوان مضروبيّت يا مقتوليّت منحصر به همان حال وقوع نمىباشد .
فى المثل : اگر كسى دو سال پيش هم مضروب واقع شده باشد ، امروز مىتوان اطلاق مضروب را حقيقة بر او اطلاق نمود ، درحالىكه سلب عنوان مذكور از او صحيح نمىباشد .
فى المثل : به كسى كه هفتهء پيش كسى را كشته ، امروز نمىتوان گفت كه او قاتل نيست .
بنابراين : عدم صحت سلب و يا صحت حمل ، دليل بر اينست كه : مشتق نسبت به منقضى عنه المبدا هم حقيقت است .
* قبل از بيان پاسخ و يا اشكال آخوند به دليل مذكور بفرماييد مبادى و مصادر مشتقات داراى چند معنا بوده و يا در چند معنا استعمال مىشوند ؟
داراى دو معنا بوده و يا در دو معنا استعمال مىشوند :
1 - معناى مصدرى و حدثى . 2 - معناى اسم مصدرى .
* مراد از معناى مصدرى و حدثى چيست ؟
فى المثل :
1 - ضرب كه ماده و مصدر ضارب و مضروب است فعلى است معين و حركتى است بخصوص كه فى المثل دست يا پا بالا رفته بر كسى وارد مىشود و چند لحظه بعد پايان مىپذيرد .
2 - و قتل به معناى كشتن كه ماده و مصدر قاتل و مقتول است ، كارى است مشخص كه بواسطهء پرتاب گلوله و يا . . . انجام مىپذيرد و بعد از چند لحظه پايان مىپذيرد .
* مراد از اسم مصدرى چيست ؟
همان نتيجه و اثر حاصل از مصدر است ، مثل : ( قتل ) كه به معناى نبود حيات است ، مسبّب از كشتن است و يا ( ضرب ) كه به معناى تألّم جسمانى است ، مسبب و در نتيجهء زدن به معناى مصدرى است .
نكته اينكه : اين معنا آنى و لحظهاى نبوده بلكه باقى و برقرار است .
* آيا اطلاق ( ضرب ) و ( قتل ) به اين معناى دوم حقيقى است ؟
خير ، مجازى و به علاقهء سبب و مسبب است .
* با توجه به اين مقدمه مراد از « و فيه : انّ عدم صحته فى مثلهما ، انّما هو لاجل انّه . . . » چيست ؟
اشكال جناب آخوند است به دليل مذكور از اعمىها مبنى بر اينكه :
اگر ملاحظه مىكنيد كه سلب مضروب يا مقتول از فرد منقضى عنه التلبس صحيح نمىباشد و بلكه برآن اطلاق مىشود ، بخاطر اينست كه از مبادى اين عناوين معناى دوم يعنى : اسم
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٦٦