2 - سلب اعم يا مطلق ، مثل : هذا ليس به حيوان .
در اولى سلب انسانيت شده ، در دومى سلب حيوانيت .
* با توجه به مقدمهء فوق مراد از « ربّما اورد على الاستدلال بصحة السلب . . . » چيست ؟
اشكالى است نسبت به دليل دوم كه صحت سلب بود مبنى بر اينكه :
اگر مرادتان از صحت سلب ، سلب مطلق باشد ، اين قضيهء سالبهء شما دروغ است .
اگر مرادتان از صحت سلب ، سلب مقيد باشد ، اين قضيه سالبهء مقيد غير مفيد است .
* پاسخ فوق را با ذكر مثال تبيين كنيد ؟
فى المثل :
1 - زيد ديروز ، متلبس به ضرب بوده است و لكن امروز شما مىگوييد : زيد ليس بضارب .
حال :
سؤال ما از شما كه مشتق را از فرد منقضى صحيح مىدانيد اينست كه : مرادتان ، صحت كدام سلب است ؟
آيا مرادتان سلب مطلق است ، يعنى ، زيد ليس بضارب فى شىء من الأزمنة ؟
اگر مرادتان اين باشد كلامتان غير صحيح است ، چرا كه زيد ديروز متلبس به ضرب بوده است و نمىتوان گفت : هيچگاه متصف به ضرب نبوده است .
آيا مرادتان سلب مقيد است ، يعنى زيد ليس بضارب الآن و فى حال الانقضاء .
اگر مرادتان اين باشد ، باز هم اين صحت سلب علامت مجازيت نيست ، چرا كه صحت سلب مطلق مىتواند علامت مجازيت باشد ، مثل : الرجل الشجاع ليس باسد .
به عبارت ديگر :
اگر لفظ از معنا بما هو معنا سلب شود علامت مجازيت است ، لكن اگر از معنا به ملاحظهء خاصى و در زمان خاصى همراه با قيدى سلب گرديد و نه در آن و زمان ديگر ، علامت مجازيت نيست .
پس : آن صحت سلبى كه علامت مجاز باشد ، در اينجا وجود ندارد ، و آن صحت سلبى كه وجود دارد علامت مجاز نيست .
* مقدمة بفرماييد قضيهء سالبه بطور كلى بر چند قسم است ؟
بر دو قسم است : 1 - سالبهء مطلقه ، 2 - سالبهء مقيّده .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٥٦