تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
2 - سلب اعم يا مطلق ، مثل : هذا ليس به حيوان . در اولى سلب انسانيت شده ، در دومى سلب حيوانيت . * با توجه به مقدمهء فوق مراد از « ربّما اورد على الاستدلال بصحة السلب . . . » چيست ؟ اشكالى است نسبت به دليل دوم كه صحت سلب بود مبنى بر اينكه : اگر مرادتان از صحت سلب ، سلب مطلق باشد ، اين قضيهء سالبهء شما دروغ است . اگر مرادتان از صحت سلب ، سلب مقيد باشد ، اين قضيه سالبهء مقيد غير مفيد است . * پاسخ فوق را با ذكر مثال تبيين كنيد ؟ فى المثل : 1 - زيد ديروز ، متلبس به ضرب بوده است و لكن امروز شما مىگوييد : زيد ليس بضارب . حال : سؤال ما از شما كه مشتق را از فرد منقضى صحيح مىدانيد اينست كه : مرادتان ، صحت كدام سلب است ؟ آيا مرادتان سلب مطلق است ، يعنى ، زيد ليس بضارب فى شىء من الأزمنة ؟ اگر مرادتان اين باشد كلامتان غير صحيح است ، چرا كه زيد ديروز متلبس به ضرب بوده است و نمىتوان گفت : هيچ‌گاه متصف به ضرب نبوده است . آيا مرادتان سلب مقيد است ، يعنى زيد ليس بضارب الآن و فى حال الانقضاء . اگر مرادتان اين باشد ، باز هم اين صحت سلب علامت مجازيت نيست ، چرا كه صحت سلب مطلق مىتواند علامت مجازيت باشد ، مثل : الرجل الشجاع ليس باسد . به عبارت ديگر : اگر لفظ از معنا بما هو معنا سلب شود علامت مجازيت است ، لكن اگر از معنا به ملاحظهء خاصى و در زمان خاصى همراه با قيدى سلب گرديد و نه در آن و زمان ديگر ، علامت مجازيت نيست . پس : آن صحت سلبى كه علامت مجاز باشد ، در اينجا وجود ندارد ، و آن صحت سلبى كه وجود دارد علامت مجاز نيست . * مقدمة بفرماييد قضيهء سالبه بطور كلى بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : 1 - سالبهء مطلقه ، 2 - سالبهء مقيّده .