2 - گاهى استعمالش در معنايى است كه هريك از مجاز و حقيقت در آن ممكن است ، مثل :
مورد بحث كه استعمال لفظ مشتق در حال انقضاء ، هم به نحو حقيقت ممكن است ، هم بطور مجاز .
حال :
لفظ در فرض اول بايد بر معناى مجازى حمل شود ، به خلاف فرض دوم كه با امكان حمل بر معناى حقيقى داعى بر اطلاق و استعمال مجازى نمىباشد .
* مراد از « افهم » در پايان متن چيست ؟
شايد اشاره به اينست كه :
در دوران امر بين حقيقت و مجاز كه اصالة الحقيقه تقدّم دارد . مربوط به جايى است كه مراد متكلم مشكوك است . لكن در جايى و يا موردى كه مراد متكلم واضح است ، حقيقت ، تقدمى بر مجاز ندارد .
تذكر :
مرحوم آخوند كه اطلاق مشتق را بر خصوص فرد تلبسى حقيقت و در فرد انقضايى مجاز مىدانستند سه دليل به نامهاى تبادر ، صحت سلب و ارتكاز تضاد ميان قائم و قاعد در اثبات آن اقامه نمودند كه هريك از اين سه دليل مورد مناقشه واقع شده و جناب آخوند به اين مناقشات پاسخ فرموده است .
* مقدمة بفرماييد اثبات و ايجاب بر چند نوع است ؟
دو نوع : 1 - اثبات اخص يا مقيد ، 2 - اثبات اعم يا مطلق .
* چه تفاوتى ميان اثبات اخصّ و مقيّد وجود دارد ؟
اثبات اخص به قول مناطقه است ، مثل : هذا انسان .
اثبات مقيّد به قول اصولىهاست ، مثل : رقبة مؤمنه .
* چه تفاوتى ميان اثبات اعم و مطلق وجود دارد ؟
اثبات اعم به قول منطقىهاست ، مثل : هذا حيوان .
اثبات مطلق به قول اصولىهاست ، مثل : رقبة .
* نفى و سلب بر چند نوع است ؟
بر دو نوع است :
1 - سلب اخصّ يا مقيّد ، مثل : هذا ليس با انسان و يا هذا ليس به انسان مسلم .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٥٥