تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
2 - گاهى استعمالش در معنايى است كه هريك از مجاز و حقيقت در آن ممكن است ، مثل : مورد بحث كه استعمال لفظ مشتق در حال انقضاء ، هم به نحو حقيقت ممكن است ، هم بطور مجاز . حال : لفظ در فرض اول بايد بر معناى مجازى حمل شود ، به خلاف فرض دوم كه با امكان حمل بر معناى حقيقى داعى بر اطلاق و استعمال مجازى نمىباشد . * مراد از « افهم » در پايان متن چيست ؟ شايد اشاره به اينست كه : در دوران امر بين حقيقت و مجاز كه اصالة الحقيقه تقدّم دارد . مربوط به جايى است كه مراد متكلم مشكوك است . لكن در جايى و يا موردى كه مراد متكلم واضح است ، حقيقت ، تقدمى بر مجاز ندارد . تذكر : مرحوم آخوند كه اطلاق مشتق را بر خصوص فرد تلبسى حقيقت و در فرد انقضايى مجاز مىدانستند سه دليل به نام‌هاى تبادر ، صحت سلب و ارتكاز تضاد ميان قائم و قاعد در اثبات آن اقامه نمودند كه هريك از اين سه دليل مورد مناقشه واقع شده و جناب آخوند به اين مناقشات پاسخ فرموده است . * مقدمة بفرماييد اثبات و ايجاب بر چند نوع است ؟ دو نوع : 1 - اثبات اخص يا مقيد ، 2 - اثبات اعم يا مطلق . * چه تفاوتى ميان اثبات اخصّ و مقيّد وجود دارد ؟ اثبات اخص به قول مناطقه است ، مثل : هذا انسان . اثبات مقيّد به قول اصولىهاست ، مثل : رقبة مؤمنه . * چه تفاوتى ميان اثبات اعم و مطلق وجود دارد ؟ اثبات اعم به قول منطقىهاست ، مثل : هذا حيوان . اثبات مطلق به قول اصولىهاست ، مثل : رقبة . * نفى و سلب بر چند نوع است ؟ بر دو نوع است : 1 - سلب اخصّ يا مقيّد ، مثل : هذا ليس با انسان و يا هذا ليس به انسان مسلم .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 455 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى