تبيين صورت و حالت ديگرى از قضيهء سالبه است مبنى بر اينكه :
گاهى قيد را در ناحيهء موضوع يا مسلوب عنه ، اخذ مىكنيم درحالىكه مشتق ( محمول ) و حرف سلب مقيد نيستند . مثل : زيد ليس بضارب الآن .
1 - الآن ظرف براى ذات يعنى زيد است .
2 - معناى عبارت نيز اينست كه : زيد فى حال الانقضاء و يا زيد المنقضى عنه الضّرب ليس بضارب .
حال : آيا سالبهء مذكور صادق است يا كاذب ؟
قطعا خواهيد گفت صادق است ، چرا كه حكم نسبت به زمان حال انقضاء ( يعنى الآن ) و يا قيد منقضى عنه التلبس ، صادر شده است و اين سلب صحيح است .
يعنى : زيد ، الآن و در حال انقضاى ضرب از او ضارب نيست ، بلكه ديروز ضارب بوده است .
آيا صحت سلب در اين قضيهء سالبه دلالت بر مجازيت دارد يا نه ؟
بله ، زيرا اگر مشتق ( ضارب ) براى اعم وضع شده بود نمىبايد اين سلب صحيح باشد و حال آنكه صحتش مسلم و مفروغ عنه است .
به عبارت ديگر :
هر عام و مطلقى بر افراد خودش صدق مىكند .
مشتق حقيقت در اعم است و صادق بر افرادش مىباشد .
مشتق ( ضارب ) بر زيد كذايى صدق نكرد ، زيرا فى الحال ليس بضارب .
پس : زيد كذايى فردى از افراد مشتق ( محمول ) نيست .
در نتيجه : معلوم مىشود كه مشتق حقيقت در اعم نيست ، و لذا وضع براى اخص ثابت مىشود . و هو المطلوب .
* جمعبندى در اين فروض چيست ؟
چهار صورت براى قضيهء سالبهء مقيده تصوير شد كه در سه صورت آن ايراد مستشكل وارد نبود .
تنها در يك صورت كه قيد به ماده ضارب تعلق داشت اشكالش وارد بود كه آنهم جناب آخوند فرمود الزامى نداريم كه اين قيد را متعلق و مربوط به مسلوب بدانيم ، بلكه مىگوييم : قيد مزبور يا مربوط به موضوع است و يا حرف سلب .
* جهت اطلاع بفرماييد آيا تبادر و صحت سلب از امور برهانى هستند ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٥٩