ديروز متلبس به ضرب بوده است و لكن امروز از آن خبر دادهاند .
در اينجا به ما نگفتند كه چند روز پيش او متصف به زدن شد ولى ديروز اين اتصاف و تلبس از او منقضى شد ، خير مىگويند : ديروز متلبس بود .
بنابراين : حال تلبس و اسناد و جرى به ذهن مىآيد و نه حال انقضاء تلبس و يا وقتى گفته مىشود كه : محمد ضارب الآن ، آنچه به ذهن ما متبادر مىشود اينست كه : در همين حال نطق كه حال و زمان اسناد و جرى است محمّد متصف به صفت ضرب است ، و نه ديروز .
و يا وقتى گفته مىشود : حسن ضارب غدا ، آنچه به ذهن ما متبادر مىشود اينست كه حسن فردا در حال تلبس به ضرب است ، نه اينكه امروز متلبس و فردا منقضى منتهى ، ما به اعتبار امروز مىگوييم : حسن ضارب غدا .
خلاصه اينكه :
در امثلهء مذكور نيز آنچه به ذهن تبادر مىكند حال تلبس و اتصاف و جرى و اسناد و تطابق و نه حال انقضا و زوال صفت .
* حاصل استدلال جناب آخوند را به شكل منطقى بنويسيد .
1 - از مشتقات عند الاطلاق خصوص حال تلبس به ذهن تبادر مىكند .
2 - تبادر عند الاطلاق ، علامت حقيقت بودن است .
پس : مشتقات در خصوص متلبس بالمبدا ، فى الحال حقيقتاند ، و لذا در ما انقضى عنه التلبس مجازا استعمال مىشوند .
* نظرتان پيرامون اين دليل چيست ؟
قابل مناقشه است ، چرا كه تبادر اخص ممكن است ، به واسطهء قرينه باشد از طرفى هم خود جناب آخوند فرمود :
1 - تبادر حال نطق از مشتقات انصرافى و يا اطلاقى است و نه وضعى . يعنى : حال نطق را ردّ فرمود .
2 - صحت سلب مشتقات از ذواتى كه مبادى از آنها منقضى شده است . به عبارت ديگر :
سلب مشتق از منقضى عنه المبدأ مطلقا ( بلاقيد ) ، مطلقا صحيح است .
فى المثل :
حميد تا نيم ساعت قبل ايستاده بود و ما مىگفتيم : حميد قائم ، لكن اكنون ، مبدأ ( يعنى : قيام )
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٣٣