تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
از او منقضى شده و نشسته است . در اينجا صحيح است كه بگوييم : حميد ليس بقائم . و يا فى المثل : محمد تا امسال متلبس به مبدأ علم بود و ما مىگفتيم : محمّد عالم ، لكن بر اثر عروض نسيان علمش زائل گرديده است . در اينجا : صحيح است كه اكنون بگوييم : محمّد ليس بعالم . حاصل مطلب اينكه : وقتى يك لفظ ( بما له من المعنى ) از يك معنا سلب شود ، مىفهميم كه آن معنا ، نه معناى حقيقى لفظ است و نه فردى از افراد حقيقى آن . * چرا ؟ زيرا : عرفا ، در صحت سلب ، تفاوتى ميان من لم يتلبّس بعد و من انقضى عنه المبدا نمىباشد . يعنى : همان‌طور كه در من تلبس مجاز است ، در من انقضى عنه المبدأ هم مجاز است . * مراد از « كيف ؟ و ما يضادّها بحسب ما ارتكز من بعد انقضاء تلبسه بالقيام . . . » چيست ؟ شاهدى بر صحت سلب و يا به عبارت ديگر : سرّ صحّت سلب از منقضى عنه المبدأ است ، بدين معنا كه : مشتقات به حسب معانى ، اضدادى دارند كه در يك موضوع جمع نمىشوند .