تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
و اگر از مبدأ مشتق ، فعليت اراده شود ، مشتق ، در خصوص متلبس حقيقت و در غير آن مجاز است . 2 - عروض حالات مختلف بر مشتق است . فى المثل : گاهى مشتق ، محكوم عليه واقع مىشود ، مثل : الضارب زيد . و گاهى مشتق ، محكوم به واقع مىشود ، مثل : زيد ضارب . يعنى : - اگر مشتق ، محكوم به واقع شود ، در اين صورت در متلبس حقيقت است . يعنى : ضارب به كسى حقيقتا اطلاق مىشود كه متلبس به ضرب باشد . - اگر مشتق محكوم عليه واقع شود ، مثل : الضارب زيد ، در اين صورت مشتق در اعم از متلبس و منقضى حقيقت است ، مثل : السارق و السّارقة فاقطعوا . . . . يعنى : اگر زيد ، ديروز متلبس به ضرب و يا سرقت بوده باشد ، امروز نيز مىتوان عنوان ضارب و يا سارق و سارقه را حقيقتا بر او اطلاق نمود . * پس مراد از « و قد مرّت الاشارة الى انّه لا يوجب التفاوت فيما نحن بصدده . . . » چيست ؟ اينست كه : اين اختلاف سبب تفاوت و اختلاف در جهت مورد نظر ما نمىباشد . چرا كه بحث ما در هيئت مشتق است و نه مبدأ و مادهء آن . * مختار جناب آخوند در بحث مشتق چيست ؟ اينست كه : مشتق در خصوص ما تلبس به المبدأ فى الحال حقيقت است و در ما نقضى عنه التلبس ، مجاز . * دليل آخوند ( ره ) بر مدّعاى مدعى مزبور چيست ؟ 1 - تبادر خصوص متلبس به مبدأ است ، چرا كه از مشتقات عند الاطلاق خصوص حال تلبس به ذهن تبادر مىكند ، نه حال انقضاء . فى المثل : 1 - وقتى گفته مىشود : زيد ضارب ، آنچه به ذهن ما متبادر مىشود ، خصوص زيد ( يعنى : ذاتى ) است كه در حال اسناد و اطلاق ، متلبس به مبدأ ضرب باشد و نه اعم از متلبس و منقضى . * نكته : وقتى گفته مىشود : كان حميد ضاربا امس ، آنچه به ذهن ما متبادر مىشود اينست كه : حميد
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 432 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى