تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤

( استدلال جناب آخوند ( ره ) بر قول مختار )

و دلالت مىكند بر قول مختار : - تبادر خصوص متلبس به مبدأ در حال ، و صحت سلب مطلقا از ذاتى كه مبدأ از آن منقضى شده مثل ذات متلبس به مبدأ در استقبال . چرا كه روشن است ( مشتقاتى ) مثل : ( قائم ) و ( ضارب ) و ( عالم ) و نظاير اين‌ها از ساير لغات ، بر كسى كه به مبادى اين مشتقات متلبس نيست ، صدق نمىكنند ، اگرچه قبل از جرى و حمل متلبس به مبادى است و سلب مشتقات مذكور از غير متلبس به مبادى صحيح است . چگونه ( نمىتوان اين عناوين و اوصاف ثلاثه را از غير متلبس سلب كرد ) درحالىكه چه‌بسا اضداد اين اوصاف ثلاثه ( يعنى : قاعد ، غير ضارب و جاهل ) بر غير متلبس صادق‌اند . چرا كه صدق ( قاعد ) بر او ( كسى كه قائم نيست ) ، در حال تلبس به قعود ، پس از انقضاء تلبس به قيام ، بديهى و ضرورى است ، در صورتى كه تضاد ميان قاعد و قائم به حسب آنچه در ذهن مرتكز است روشن است . * * *

تشريح المسائل

* مقدمة بفرماييد محل نزاع در بحث مشتق چه بود ؟ اين بود كه : هل المشتق حقيقة فى خصوص ما تلبس بالمبدا فى الحال ام فى الاعم ؟ * مراد شما در امر ششم چيست ؟ اينست كه : 1 - اگر از طريقه ادلّه‌اى همچون تبادر و صحت سلب و . . . نتوانستيم يكى از دو طرف نزاع را ثابت كنيم و براى ما مشخص نشد كه مشتق در خصوص متلبس بالمبدا حقيقت است يا در اعم از متلبس و منقضى آيا اصل لفظى از اصول لفظيه وجود دارد كه در اين مسئله اصولى از آن استفاده كرده و يكى از دو طرف محل نزاع را ثابت كنيم يا نه وجود ندارد ؟ 2 - سلمنا كه اصلى لفظى يا قاعده‌اى وجود نداشته باشد ، مىخواهيم ببينيم مقتضاى اصل عملى ( كه وظيفهء شاك را تعيين مىكند ) در فروع فقهيّه چيست ؟ * مقام بحث در پاسخ به مطلب فوق چيست ؟ دو مقام از بحث در اينجا مطرح است : 1 - تأسيس اصل در خود مسئله اصوليه . 2 - تأسيس اصل در مسئله فرعيّه فقهيه .