تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
- دلالت ضارب بر زمان ، خلاف اتفاق اهل عربيت است . پس : ضارب دلالت بر زمان نمىكند . * اگر اشكال شود كه اتفاق اهل عربيت بر دلالت نكردن اسم بر زمان ، با كلام نحويين منافات دارد ، چرا كه در نحو خوانده‌ايم ، اسم فاعل و اسم مفعول وقتى عمل فعلشان را انجام مىدهند كه دلالت بر زمان حال و يا استقبال كنند و چنانچه بر زمان ماضى دلالت كنند عمل نمىكنند . * آيا اين مطلب نحوى با آن ادّعا اجماع كه اسم دلالت بر زمان ندارد تنافى ندارد ؟ چه پاسخى مىدهند ؟ جناب آخوند مىفرمايد : خير ، هيچ تنافى و تهافتى ميان اجماع منقول از ايشان با كلامشان پيرامون اعمال مشتقات وجود ندارد . زيرا : مرادشان از سلب زمان در مشتقات اينست كه : اين كلمات نيز مثل مطلق اسماء ، ذاتا و فى نفسه دلالت بر زمان ندارد . در باب اعمال نيز كه شرط عمل را دلالت بر زمان حال و يا استقبال قرار داده‌اند ، مرادشان دلالت به كمك قرينه است . لذا : بين اين نفى و اثبات هيچ‌گونه تنافى وجود ندارد . به عبارت ديگر : اهل عربيت اتفاق دارند بر اينكه : اسم ( بالوضع ) دلالتى بر زمان ندارد نه اينكه مطلقا فاقد دلالت بر زمان است و لو بالقرينه . بنابراين : چه مانعى دارد كه قرينه‌اى بر دلالت مجازى اسم فاعل بر زمان اقامه شود لذا مىگوييم : 1 - عدم دلالت اسم فاعل و اسم مفعول بر زمان به اعتبار نفس و ذات اسم و حاق لفظ است ، بدون قرينه . 2 - دلالت اسم فاعل و اسم مفعول بر زمان مع القرينه است . پس : منافاتى در كار نيست . * مراد از « لا يقال : يمكن ان يكون المراد بالحال فى العنوان زمانه . . . » چيست ؟ بيان يك اشكال است مبنى بر اينكه : امكان دارد كه مراد حضرات از كلمهء ( حال ) در محل نزاع ، زمان نطق و تكلم باشد در برابر زمان ماضى و استقبال و نه حال تلبس .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 419 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى