تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
حاصل مطلب در اينجا اينست كه : چون حال تلبس با حال اسناد تطابق دارند ، چنين اطلاقى ، حقيقت است . اما : عبارت ( زيد ضارب غدا ) ، داراى يك كلمه از دو كلمهء عبارت قبلى است كه ( غدا ) مىباشد و مبين حال اتصاف و تلبس است ، بدين معنا كه زيد ، فردا متصف به ضرب خواهد بود و لكن چيز ديگرى كه مبين حال اسناد و نسبت باشد ، وجود ندارد ، و لذا اطلاق حمل و جرى حمل بر زمان مىشود ، يعنى : اسناد به لحاظ حال حاضر مىگردد . بدين معنا كه : زيد ، فردا مجتهد مىشود ، درحالىكه ما امروز او را مجتهد خطاب مىكنيم . در نتيجه : حال اتصاف و حال اسناد تطابق ندارند ، پس : اين اطلاق مجاز است . * تفاوت در مثال دوم چيست ؟ اينست كه : 1 - عبارت ( كان زيد ضاربا امس ) ، نيز داراى دو كلمه است : كان ، امس . - كان ، مبين حال حكايت و اسناد است و دلالت بر زمان گذشته دارد . - امس ، مبيّن حال اتصاف و تلبس است . حال : از آنجا كه اين دو حال تطابق دارند ، اطلاق ( ضارب ) بالاجماع حقيقت است . 2 - اما عبارت ( زيد ضارب امس ) ، يك كلمهء ( امس ) وجود دارد كه بيانگر حال تلبس است ، و لكن چيزى كه بيانگر حال اسناد و نسبت باشد وجود ندارد و لذا : مقتضاى اطلاق و حمل ضارب بر زيد اينست كه : به لحاظ حال حاضر باشد . در اينجا دو حال مذكور در انطباق با يكديگر نيستند ، چرا كه حال تلبس در زمان قبل بوده و حال اسناد بعد مىباشد . در نتيجه : جاى دارد كه سؤال شود آيا اين اطلاق نيز حقيقت است يا مجاز ؟ پس : اين نيز داخل در محل نزاع است . * مراد از عبارت « و من هنا ظهر الحال فى مثل ( زيد ضارب امس ) و انّه . . . » چيست ؟ اينست كه : از اين اشكال و پاسخ آن معلوم مىشود كه : اگر اطلاق و حمل ضارب بر زيد در مثال : ( زيد ضارب امس ) ، به لحاظ حال نطق باشد و قيد ( امس ) ، براى بيان زمان تلبس ، اين مثال نيز ، داخل در محل نزاع خواهد بود . منتهى : به نظر اعمىها حقيقت و به عقيدهء اخصّىها مجاز مىباشد . اما :