تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
1 - اينكه اتصاف در گذشته بوده و اسناد و حكايت در بعد . فى المثل : محمّد ، ديروز مسافر بوده و لكن امروز گفته مىشود : محمد مسافر . نكته : اين قسم از اطلاق مورد اختلاف است . 2 - اينكه اتصاف در آينده است و لكن اسناد در گذشته و قبل است . فى المثل : محمد فردا مجتهد است و لكن امروز ما مىگوييم : محمد مجتهد . نكته : اين قسم از اطلاق هم بالاجماع مجاز است . * با توجه به مقدمات فوق مراد از ( أن المراد بالحال في المسألة ، هو حال التلبس لا . . . ) چيست ؟ اينست كه : به حكم يك دليل و يك مؤيد ، مراد اصوليين از لفظ ( حال ) ، زمان اتصاف و اسناد است و نه زمان حال و زمان نطق . * مراد از « ضرورة انّ مثل ( كان زيد ضاربا امس ) او ( سيكون . . . ) حقيقة . . . » چيست ؟ دليل بر مدّعاى مزبور است مبنى بر اينكه : اگر زيد در زمان قبل ضارب بوده است و اكنون واجد اين وصف نباشد . و ما به او اطلاق ضارب كنيم و مرادمان ضارب در زمان گذشته باشد و نه حال تكلم چنين اطلاقى بلاترديد ، اطلاق و استعمالى حقيقى مىباشد . همچنين است حكم زيدى كه قرار است در آينده مجتهد شود و متصف به صفت اجتهاد گردد ، اگر اكنون به او اطلاق مجتهد كنيم و مراد مجتهد در آينده باشد ، چنين استعمالى حقيقت است . * پس انما الكلام و اختلاف در كجاست ؟ در جايى است كه اين دو صفت به اعتبار اعم از اين حال صورت بگيرد كه محل خلاف است كه آيا اطلاق در اينجا حقيقى است چنان كه اعمّىها مىگويند و يا مجاز است چنانچه اخصّىها بدان قائل‌اند . * پس مراد از « و لا ينافيه الاتفاق على انّ مثل ( زيد ضارب غدا ) ، مجاز . . . » چيست ؟ پاسخ به دو سؤال است مبنى بر اينكه : 1 - چه تفاوتى ميان ( سيكون زيد ضاربا غدا ) با ( زيد ضارب غدا ) ، وجود دارد كه اولى را بالاجماع ، حقيقت ، و دومى را بالاجماع مجاز مىدانيد ؟ 2 - چه تفاوتى ميان ( كان زيد ضاربا امس ) با ( زيد ضارب امس ) وجود دارد كه اولى را بالاتفاق حقيقت دانسته و دومى را مختلف فيه ميان اصولين دانستيد ؟ آيا اين اختلاف با آن اتفاق تنافى ندارد ؟ به عبارت ديگر : جناب آخوند شما در ابتداى بحث مشتق و در تحرير محل نزاع فرموديد كه :