تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
بعد الاتفاق على كونه ( يعنى : مشتق ) مجازا فيما يتلبّس به ( يعنى : مبدأ ) فى الاستقبال . بدين معنا كه اگر ذاتى ( مثل : زيد ) مىخواهد در آينده ، به مبدئى ( مثل : ضرب ) ، تلبس پيدا كند لكن ما به لحاظ اينكه او مثلا فردا اشتغال به ضرب پيدا مىكند ، اكنون عنوان ( ضارب ) را بر او اطلاق كنيم و بگوييم : ( زيد ضارب غدا ) ، بىترديد استعمال اين مشتق مجاز است و نه حقيقت . اما در بحث فعلى و در امر پنجم فرموديد : اطلاق ضارب در ( سيكون زيد ضاربا غدا ) زيد ، حقيقت است . حاصل اشكال : در ابتداى بحث مشتق فرموديد : اطلاق ضارب بر زيد در عبارت ( سيكون زيد ضاربا غدا ) ، مجاز است و اكنون فرموديد : اطلاق ضارب بر زيد ، در جملهء ( سيكون زيد ضاربا غدا ) قطعا حقيقت است . و لذا : ميان اين دو كلام تنافى وجود دارد . * پاسخ جناب آخوند به اين اشكال چيست ؟ اينست كه : كلام ما در اينجا با اتفاق علماء كه اطلاق ضارب در ( زيد ضارب غدا ) مجاز است منافاتى ندارد ، چرا ؟ زيرا : مورد اجماع آنجايى است كه اطلاق ضارب به زيد به اعتبار زمان نطق و كلمهء ( غدا ) براى زمان تلبس است . يعنى : زيد اكنون ضارب است چرا كه در آينده ضارب مىشود . و لذا : بديهى است كه اطلاق ضارب بر زيد به اعتبار اينكه در آينده متصف به ضرب مىشود ، مجازى است . اما : اينكه همين اطلاق را در اينجا حقيقى دانستيم ، به اين لحاظ و اعتبار است كه اطلاق ضارب بر زيد به اعتبار زمان تلبس است ، يعنى : زيد ضارب آينده است . * در تبيين اين پاسخ بفرماييد در مثال اول تفاوت در چيست ؟ در اينست كه : سيكون ضاربا غدا داراى دو كلمه است : 1 - يكى ( سيكون ) كه حكايت حال مىكند ، يعنى : نشان مىدهد كه خبر دادن به لحاظ و اعتبار آينده است . 2 - يكى هم ( غدا ) ، كه دلالت مىكند بر اينكه در آينده زيد متصف به وصف ضاربيت خواهد شد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 415 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى