آنها را احراز مىكنيم .
* مراد از اينكه گفته مىشود مجموع مركب از معروض و عارض باهم كلى عقلى است چيست ؟
فى المثل : وقتى شما مىگوييد : الانسان الكلّى ، انسان كه معروض كليت واقع شده است . با قطع نظر از معروضيتش ، بلكه از آن جهت كه انسان است و طبيعتى از طبايع و ماهيتى از ماهيات است ، كلى طبيعى است .
حال :
كلى است ، يعنى قابل صدق بر كثيرين است .
طبيعى است ، يعنى طبيعتى از طبايع است .
اما ويژگى كلى طبيعى اينست كه : نه در گرو وجود خارجى است و نه در رهن وجود ذهنى بلكه با هر دو مىسازد . يعنى : هم در ذهن يافت مىشود و قابل تصوّر است و هم در خارج .
* مگر در خارج هم كلى طبيعى وجود دارد ؟
خير ، همان كلى طبيعى در ذهن ، جزئى طبيعى است در خارج .
خلاصه اينكه : مفهوم انسان كه مقيّد به كليّت است ، كلى عقلى ناميده مىشود . چرا كه انسان نمىتواند با وصف كليت در خارج يافت بشود .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٩٨