1 - اگر فعل ماضى را به زمانى غير مجرد كه غير از نفس زمان است نسبت دهيم ، بر زمان گذشته منطبق مىشود .
2 - و اگر آن را به مجردات و يا نفس زمان نسبت دهيم ، ديگر زمان ماضى از آن استفاده نمىشود .
* اين ويژگى در كجاى متن آخوند ( ره ) ذكر شده است ؟
مرحوم آخوند اين ويژگى را ذكر نفرموده است ولى مىتوان گفت : اين ويژگى عنوان ( تحقّق ) است .
فى المثل : شما مىگوييد ضرب محمّد و يا اكل حميد ، كه در زمان گذشته منطبق مىشوند .
اما :
وقتى شما : علم را به خداى تعالى نسبت مىدهيد بر زمان انطباق ندارد . و يا وقتى كه فعل ( مضى ) را به زمان نسبت مىدهيد بدين معناست كه ( مضى ) محقق شده و لكن نه در زمان گذشته .
حاصل اينكه : عنوان ( تحقّق ) خصوصيتى است كه در فعل ماضى مأخوذ است و لكن نتيجهء آن به حسب موارد مختلف ، متفاوت است .
* اين خصوصيت در فعل مضارع چيست ؟
ترقّب است و آن نسبت ميان فعل و فاعل است ، منتهى اين خصوصيت در اسناد فعل به زمانيات ملازم با زمان حال و يا استقبال است .
فى المثل : معناى ( يضرب ) ، يترقّب الضّرب است ، لكن اگر ( يضرب ) را به زمانيات نسبت دهيم ، معنايى پيدا مىكند كه بر زمان حال و يا استقبال ، منطبق مىشود .
* چرا قابل انطباق بر حال و يا استقبال مىشود ؟
زيرا : وقتى شما به انتظار ( ضرب ) هستيد ، معنايش اينست كه : تاكنون ، ضرب محقق نشده است ، بلكه ممكن است حالا و يا در آينده تحقق پيدا كند .
* حاصل سخن در اينجا چيست ؟
اينست كه : خصوصيت ( تحقق ) در معناى فعل ماضى و ( ترقّب ) در معناى فعل مضارع ، اخذ شده است كه در تمام موارد يكسان مىباشد ، لكن نتيجهء اين خصوصيت در هريك به اختلاف فاعلها متفاوت است .
يعنى :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٨٧