فى المثل : نمىتوان گفت زيد ، ضرب است و يا بكر ، قتل است .
* در تبيين و توضيح مطلب فوق بفرماييد افعال مجرد و مزيد خود بر چند قسماند ؟
بر دو قسماند : 1 - افعال خبرى ( ماضى و مضارع ) ، 2 - انشائى ( امر و نهى ) .
* افعال خبرى دلالت بر چه امرى دارند ؟
بر اينكه ميان مبدأ اين افعال با ذات فاعل رابطه و نسبتى برقرار است و اين مبادى مستند به آن ذواتاند و قيامشان به آنهاست .
* قيام افعال خبرى بر ذوات به چه نحو است ؟
يا صدورى است ، مثل : محمّد ضرب .
يا حلولى است ، مثل : قام محمّد .
يا انتزاعى است ، مثل : سبق محمّد .
يا اعتبارى است ، مثل : ملك محمّد .
* انما الكلام در چيست ؟
در اينست كه : اين افعال با آن ذوات متحد نبوده و قابل حمل نيستند و لذا نمىتوان گفت :
محمّد ، ضرب است و يا احمد قام است .
پس : باز هم فاقد ويژگى اول مشتق اصولى يعنى جرى و انطباقاند .
* افعال انشائى بر چه امرى دلالت دارند ؟
بر طلب فعل و يا ترك دلالت دارند ، مثل : صلّ و حجّ و يا لا تسرق و لا تضرب .
* انما الكلام در افعال انشائى چيست ؟
اينست كه : جرى و انطباق ندارند اگرچه قائم به ذوات هستند و مولى اين افعال را از مخاطب طلب نموده است و مىخواهد كه در خارج ايجاد و يا ترك نمايند .
و لذا : نمىتوان گفت : اضرب همان محمد است يا طلب فعل و يا ترك همان محمد است و بالعكس .
پس : افعال نيز اگرچه از نظر نحوى از مشتقاتاند و لكن مشتق اصولى نبوده و از محل نزاع خارجاند .
* مراد از عبارت « ازاحة شبهة » چيست ؟
بررسى دو بحث جنبى و استطرادى پيرامون افعال است كه ايشان تحت عنوان ازاحة شبهة پاسخ فرموده است ، اگرچه ارتباطى به بحث مشتق ندارد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٨١