تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
بالإضافة ، كما يظهر من مثل قوله : يجيئني زيد بعد عام ، و قد ضرب قبله بأيّام ، و قوله : جاء زيد في شهر كذا ، و هو يضرب في ذلك الوقت ، أو فيما بعده مما مضى ، فتأمل جيّدا . ترجمه

( امر سوم ) ( خروج افعال و مصادر مزيد از محل اختلاف )

خروج افعال و مصادر مزيد ( و نه مجرد ) از حريم نزاع و اختلاف روشن است ، چرا كه ( صفات ) جارى بر ذوات نيستند ، زيرا مصادر مزيد ، در دلالت بر نفس حدثى كه ذوات به آن‌ها متّصف و از آن‌ها قوام و تحصّل مىيابند ، چنان كه بر كسى پوشيده نيست مثل مصادر مجرداند . افعال نيز تنها دلالت بر قيام مبادى به ذوات دارند ، قيام صدورى يا حلولى و يا طلب فعل ذوات و يا ترك مبادى از جانب ذوات ، بنا بر اختلافى كه بين آن‌ها ( افعال ) وجود دارد .

( دفع شبهه )

دلالت فعل بر زمان در السنهء نحاة اشتهار يافته ، تا آنجا كه در تعريف آن اقتران به زمان را اخذ كرده‌اند . درحالىكه اين اشتباه است ، چرا كه عدم دلالت امر و نهى بر زمان بديهى است ، بلكه بر انشاء طلب فعل يا ترك آن دلالت دارند ، نهايت امر اينكه نفس انشاء بواسطهء امر و نهى در زمان حال ( واقع ) است ، چنان كه حال در اخبار بواسطهء فعل ماضى يا مستقبل يا غير اين دو اين‌گونه است . چنان كه بر كسى پوشيده نيست بلكه منع دلالت غير امر و نهى از افعال بر زمان ممكن است ، مگر بواسطهء اطلاق و اسناد ( آن‌ها ) به زمانيات ، و الّا هنگام اسناد ( آن‌ها ) به غير زمانيات همچون نفس زمان قول به مجاز و تجريد لازم مىآيد .

( استدراك )

بله ، بعيد نيست كه براى هريك از فعل ماضى و مضارع به حسب معنا خصوصيت ديگرى باشد كه موجب دلالت بر وقوع نسبت در زمان ماضى و حال و يا استقبال باشد ، البته در موردى كه فاعل از زمانيات باشد .