1 - جرى بر ذات داشته باشد ، يعنى : آن ويژگى كه در ذات وجود دارد ( مثل : علم و . . . به عنوان مبدأ ) از ذات انتزاع شده و بر خود ذات قابل حمل باشد .
2 - ميان ذات و مشتق ( وصف عنوانى ) ، نوعى از اتحاد ، يعنى : هو هويت و اينهمانى وجود داشته باشد .
* مگر جملات و مركباتى وجود دارد كه در آنها جرى و حمل و اينهمانى وجود نداشته باشد ؟
بله ، فى المثل :
در عبارتهايى مثل : ضرب زيد و زيد ضرب ، كه اسناد و نسبت هم وجود دارد ، و لكن جرى و حمل و اينهمانى وجود ندارد .
يعنى : نمىتوان گفت : ضرب همان زيد است و يا زيد همان ضرب است ، زيراكه حمليه نيستند .
بنابراين :
در مشتق اصولى ، صرف اسناد و نسبت كافى نبوده بايد ميان ذات و وصف ، موضوع و محمول و يا مسند اليه و مسند اتحاد باشد .
* اتحاد بر چند نوع است ؟
بر چهار نوع است : 1 - حلولى ، 2 - انتزاعى ، 3 - اعتبارى ، 4 - صدورى و ايجادى .
- در اتحاد حلولى ، مشتق ، حال در ذات و ذات محل آن است ، مثل : اين جسم سياه است .
- در اتحاد انتزاعى ، منشا انتزاع در خارج است ، مثل : السماء فوق و الارض تحت .
- اتحاد اعتبارى ، صرفا در عالم فرض و اعتبار و جعل وجود دارد ، مثل : ملكيّت و زوجيّت .
- در اتحاد صدورى و يا ايجادى ، مشتق از ذات صادر مىشود ، و ذات ايجادكنندهء آن وصف است ، مثل : زيد ضارب و يا زيد آكل .
تذكر :
همانطور كه مراد از ( مشتق ) در اينجا ، معناى وسيع آن نمىباشد تا شامل مصادر ثلاثى مزيد هم بشود بلكه مراد خصوص ذواتى است كه متصف به مبدأ و مصدر باشند .
همينطور هم ميان انحاء اتّصاف اين ذوات متصف فرقى نيست چه اين اتصاف به نحو حلول باشد مثل لفظ ( مريض ) كه ( مرض ) حالّ در ذات است و يا به نحو انتزاع باشد ، مثل ( مالك ) ، كه از علاقهء ميان شخص و ملك انتزاع شده است و يا بواسطهء صدور صورت پذيرد مثل ( ضارب ) كه ( ضرب ) از ذات صادر مىشود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٥٢