تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
ذاتى كه مفهومش از ذات به اعتبار اتصافش به مبدأ ( و مصدر ) و اتحادش با آن ( مبدأ ) به نحوى از انحاء اتحاد انتزاع مىگردد . چه اين اتحاد به نحو حلول باشد و يا انتزاع و يا به ( نحو ) صدور و ايجاد ، مثل : اسماء فاعل ، مفعول و صفات مشبهة بلكه صيغهء مبالغه و اسماء مكان و زمان و اسماء آلت ، چنانچه ظاهر عنوانات و صريح برخى از محققين ( مثل حاج ميرزا حبيب الله رشتى در بدائع الافكار ) ، چنين است ، با وجود عدم صلاحيت وجهى كه موجب اختصاص دادن نزاع به بعضى مشتقات است مگر ( اينكه ذكر برخى از مشتقات در ميان مباحث ) از باب تنظير به بعض است . كه اين هم صلاحيت ندارد ( كه بحث را به خصوص اسم فاعل اختصاص دهد بلكه حد اكثر اينكه از اسم فاعل به عنوان مثال استفاده شده است . )

( منشا توهّم صاحب فصول و پاسخ آن )

شايد منشا توهم صاحب فصول اين باشد كه معانى را كه او براى اوصاف و مشتقات ذكر كرده مورد اتفاق ( اهل اصول ) است ، چنان كه مىبينى اين‌گونه نيست . و اختلاف انحاء تلبّسات در مشتقات كه به حسب تفاوت مبادى در آن‌ها از نظر فعليت ، شأنيت ، صناعت و ملكه باهم متفاوت‌اند ، موجب تفاوت در اين مهم و سبب خروج برخى از مشتقات از محل نزاع نمىشود . * * *

تشريح المسائل

* امر اول راجع به چيست ؟ راجع به معناى مشتق است . * مشتق در اصل لغت چيست ؟ مطلق چيزهايى است كه از چيز ديگر منشعب شده‌اند ، مثل : ضارب كه از ضرب گرفته شده و يا منصور كه از ( نصر ) گرفته شده . به عبارت ديگر : المشتق بأنّه لفظ مأخوذ من لفظ آخر مع اشتماله على حروفه و موافقته معه فى التّرتيب او مطلقا . بنابراين : هر لفظى كه مأخوذ از لفظ ديگرى باشد ، داراى عنوان مشتق است .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 350 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى