3 - مبدأ اشتقاق يا همان مشتق منه كه در اينجا علم است .
حال : چون ذات مبدأ واجد ويژگى علم است ، وصف ( عالم ) را از محمّد و اين خصوصيت انتزاع كرده ، بر وى حمل كرده مىگوييم : محمّد عالم .
* اطلاق مشتق بر ذات بر چند نوع است ؟
بر سه نوع :
1 - گاهى اطلاق مشتق بر ذات و يا فعليّت صدق و تلبس ذات بر يك صفت هر دو فى الحال است .
يعنى : ذاتى اكنون ، بطور بالفعل متّصف به صفتى است ، مثل : انا معلم .
به عبارت ديگر :
حال اسناد و نسبت همان حال نطق و تكلّم است ، و ذات در حال اسناد بالفعل متّصف به آن صفت و متلبس به آن است .
فى المثل : زيد هماكنون در حال اكل و يا شرب است ، ما به لحاظ همين حال مىگوييم :
زيد اكل و يا زيد شارب .
2 - گاهى اطلاق مشتق بر ذات و تلبس ذات بر يك صفت فى الحال است ، و لكن فعليت صدق مربوط به گذشته است .
يعنى : مشتق را در ذاتى استعمال مىكنيم كه اكنون بالفعل متّصف به صفت عنوانى نيست ، بلكه در گذشته متصف به آن صفت مورد نظر بوده است و لكن اكنون اين تلبّس از او سپرى شده است .
فى المثل : زيد ديروز ضارب يا قاتل و يا مسافر بوده و هماكنون در محل خود مستقر و مشغول كار و يا استراحت است ، لكن ما مىگوييم : زيد ضارب و يا زيد مسافر .
3 - و گاهى اطلاق و استعمال مشتق در ذات ، به لحاظ اينكه در آينده متّصف به فلان وصف خواهد شد ، اگرچه تاكنون واجد آن نشده ، فى الحال است .
يعنى : تلبس ذات به آن صفت فى الحال است و لكن فعليت صدق در آينده است .
فى المثل : شما دانشجوى رشتهء پزشكى هستى ، و لكن هنوز بالفعل پزشك نشدهاى ، در آينده پزشك خواهى شد ، ما از هماكنون به شما مىگوييم : دكتر .
* با توجه به مقدمات فوق مراد از « اختلفوا فى انّ المشتق حقيقة فى خصوص . . . الخ » چيست ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٤٦