جاريه و از دومى ، عين باكيه اراده شود .
لذا : وقتى در تكرار لفظ ، چنين مطلبى جايز باشد ، از رأيت عينين نيز جايز و بلامانع است كه دو ماهيت و دو حقيقت اراده شود ، يعنى : جملهء رأيت ( عيونا ) به منزلهء اينست كه : مثلا بگوييم :
رأيت عينا و عينا و عينا .
و لذا : اگر سه مرتبه لفظ ( عين ) را تكرار كنيم ، مىتوان از هر لفظ يك معناى خاصّى از ( عين ) را اراده نمود .
لذا : هنگامى هم كه مىگوييم : رأيت عيونا بايد بتوان از آن كلمه ، سه معنا و سه حقيقت از عين را اراده نمود .
حال :
چون اين اراده و قصد در هنگام استعمال مستلزم اطلاق لفظ در غير موضوع له نمىباشد ، ناگزير استعمال دو لفظ تثنيه و جمع در بيش از يك معنا استعمال حقيقى است .
زيرا : چنان كه گفته شد : مىتوان از ( عين ) اول چشم و از دومى چشمه و در جمع از عين سومى طلا را اراده نمود ، و به حسب فرض تمام اين معانى براى لفظ ( عين ) موضوع له مىباشند .
* دليل ايشان بر مجازى بودن استعمال در مفرد چيست ؟
اينست كه : 1 - لفظ مفرد ( مثل : لفظ عين ) در هنگام وضع براى هريك از معانى خود با قيد وحدت ملاحظه و وضع شده است .
2 - و قيد وحدت بدين معناست كه معنا به شرط لا يعنى به شرط نبود معناى ديگر است .
به عبارت ديگر :
واضع ، لفظ ( عين ) را براى عين جاريه به قيد وحدت و براى عين باكيه به قيد وحدت ، و به همين ترتيب نسبت به معانى ديگر وضع نموده است .
بنابراين : معناى لفظ ( عين ) ، مجموعى است از معنا با قيد وحدت ، بديهى است اگر در آن واحد دو معنا از اين لفظ ( عين ) ، اراده شود ، بايد هر دو بدون قيد وحدتشان اراده شوند .
يعنى : از هر معنايى جزيى از آن را بايد اراده نمود و لذا لفظ ( عين ) كه براى ( كل ) يعنى معنا با قيد وحدت وضع شده است ، در جزء آن يعنى هريك از معانى بدون قيد وحدت استعمال مىشود .
پس : از باب استعمال لفظ موضوع براى كل و استعمال آن در جزء مىباشد ، كه يكى از انحاء استعمال مجازى است .
به عبارت ديگر :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٣٣