وضع بوده و نه موضوع له ، بلكه اين حال با ساير حالات مثل سرد بودن هوا فرقى ندارد .
به عبارت ديگر : دليلى ندارد كه حالات واضع نيز براى ما لازم الاتباع باشد چرا كه ممكن است واضع در حال قيام و يا با حالت وضو و . . . وضع را انجام داده باشد ، آيا ما نيز در حال استعمال لفظ بايد همهء اين حالات را داشته باشيم ؟
خير ، هيچيك از اين امور در موضوع له بودن معنا دخيل نمىباشند ، بلكه اصل معنا به نحو لا به شرط است ، مگر اينكه واضع ما را نسبت به امرى الزام كند كه بايد آن را رعايت كنيم .
* نتيجهء بحث تا بدينجا چيست ؟
1 - جناب آخوند ثابت نمود كه اگر ما دست از امتناع عقلى برداريم بايد قائل به جواز استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد شويم .
2 - بيانات و دلايل صاحب معالم و صاحب قوانين را در عدم جواز از استعمال لفظ در اكثر از معناى واحده مردود دانست .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٢٨