* پس مراد از « فيكون الادخال بماله دخل باحد النحوين فى حقيقة المأمور به . . . » چيست ؟
پاسخ مرحوم آخوند به يك سؤال مقدّر است مبنى بر اينكه :
كدام يك از اقسام چهارگانهء مذكور در صحت و فساد عبادت مؤثرند و به عبارت ديگر :
اخلال به كدام يك از اقسام مزبور باعث فساد عبادت مىشود ؟
* پاسخ مرحوم آخوند به اين سؤال چيست ؟
1 - اخلال نسبت به هريك از جزء الماهية و يا شرط الماهية موجب فساد عبادت مىشود ، زيرا :
- جزء الماهيّة در ماهيت مأمور به دخالت دارد و از مقدّمات آن مىباشد .
- شرط الماهيّة در حصول غرض متوقّع از مأمور به مؤثر است .
به عبارت ديگر :
اگر شما عمدا و يا سهوا به جزء و يا شرطى از اجزاء و شرائط مقوّمات واجب ( مأمور به ) اخلال برسانيد ، يعنى چيزى از آن كم و يا به آن بيفزاييد ، مأمور به باطل خواهد شد .
2 - لكن اخلال نسبت به جزء الفرد يا شرط الفرد موجب فساد عبادت نمىشود چرا كه اخلال به آنها موجب اخلال به ماهيت مأمور به نمىشود ، بلكه موجب اخلال به آن خصوصيتى مىشود كه باعث ارتقاء درجهء عبادت بوده و يا سبب نقصان و انحطاط درجهء مأمور به مىشود .
بههرحال عبادت فاسد نمىشود ، لكن ثوابش كمتر مىشود مثل كسى كه نمازش را در حمام مىخواند .
به عبارت ديگر :
اگر شما عمدا و يا بدون تعمّد جزء و يا شرطى از اجزاء و شروط فرد را كم و زياد كنيد اصل نماز باطل نمىشود ، لكن آن خصوصيت مراعات نشده باطل مىشود و از ميان مىرود ، در عين حال مأمور به در ضمن فرد ديگر و خصوصيات ديگرى محقق مىشود .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٩٩