جهريّه و اخفاتيّه و يا استعاذه و تثليث ذكر و . . . .
2 - و گاهى دخالتش به نحو شرطيّت است ، مثل : اعتبار جماعت در نمازهاى يوميّه و يا تقيد نماز به بودن در مسجد و يا در حمام و يا در مطبخ .
* نكته :
اين جزء الفرد و يا شرط الفرد گاهى سبب مزيّت و ارتقاء درجهء مأمور به مىشود ، گاهى نيز موجب منقصت و يا انحطاط درجه آن شود و گاهى هم نه در مزيت و ارتقاء آن نقشى دارد و نه در منقصت و انحطاط آن .
و لذا : شش فرض حاصل مىشود كه در ذيل به چهار مثال براى چهار فرض آن مىپردازيم :
1 - شرط الفردى كه سبب مزيت و ارتقاء درجهء مأمور به مىشود . مثل : تقييد صلاة به وقوع در مسجد و يا به جماعت و يا به اول وقت .
2 - شرط الفردى كه موجب نقصان مأمور به و انحطاط درجهء آن است ، مثل : تقييد نماز به بودنش در حمام .
3 - جزء الفردى كه باعث مزيت مأمور به مىشود . مثل :
استعاذه ، تثليث ذكر ركوع و . . . .
4 - جزء الفردى كه سبب منقصت و انحطاط درجهء مأمور به است . مثل : قران ميان دو سوره در يك ركعت كه برخى آن را حرام و مبطل نماز مىدانند و برخى هم آن را حرام ولى غير مبطل مىدانند و جمعى هم قائل به كراهت آنند .
بنا بر اينكه : قائل به كراهت آن شويم ، چون سورهء دوم جزئى زائد است باعث تنزل رتبهء نماز مىشود .
* آيا جزء الفرد و شرط الفرد ، داخل در عنوان عبادت است ؟
بله ، فى المثل : كسى كه نماز را با اجزاء آن مىخواند ، آن اجزاء جزء نماز هستند و بر اين مجموعه عنوان صلاة صدق مىكند ، منتهى آنگاه كه شارع ، اجزاء نماز را لحاظ فرموده ، شرط الفرد و جزء الفرد را در مأمور به مدخليت نداده ، اگرچه برآن عمل متشخّص در خارج با تمام خصوصياتش عنوان مأمور به صدق مىكند .
حاصل اينكه : در كيفيت دخالت يك شىء در موضوع له الفاظ عبادات با چهار صورت و عنوان كلى آشنا شده و هريك را بيان نموديم از جمله :
جزء الماهية ، شرط الماهية ، جزء الفرد ، شرط الفرد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٩٨