نمايد ، ركوع و يا سجده و . . . را نيز در رديف ساير اجزاء لحاظ فرموده و آن مجموعهء اجزاء را مأمور به قرار داده است .
در نتيجه : امورى كه در تشكيل هيئت تركيبيهء عبادات از جمله صلاة دخالت دارند ، جزء الماهيّة و يا جزء العبادة ناميده مىشوند .
زيرا : حقيقت عبادات از جمله صلاة چيزى غير از اين اجزاء معهوده نيست .
* در اينكه جزء الماهيّة ممكن است امر وجودى باشد بحثى نيست و لكن اينكه امر عدمى جزء الماهيّه باشد به چه معناست ؟
بله ، جزء عدمى مورد مناقشه واقع شده و بحث پيرامون آن را در مبحث نواهى خواهيم آورد .
* مقدمة بفرماييد شرط چيست ؟
آنست كه : از ذات و طبيعت مشروط و يا ( مأمور به ) بيرون است ، و لكن در مأمور به يك خصوصيت و ويژگى وجود دارد كه نمىتوانيم بدون اين شرط به آن ويژگى قائل شويم ، و لذا :
وجود مأمور به و يا صحت آن وابستهء به اين شرط است . مثل : ولايت كه شرط صحت عبادات است .
به عبارت ديگر :
شرط الماهيّة چيزى است كه در تشكيل هيئت تركيبيه عبادت ، دخالت ندارد ولى معذلك ارتباطش با مأمور به به نحوى است كه آن خصوصيتى كه در مأمور به اخذ و لحاظ شده و آن هدفى كه از مأمور به مورد توقّع است بدون اين شرط تحقق پيدا نمىكند .
فى المثل : طهارت از ماهيت نماز خارج است و لكن همين نماز داراى آثارى است كه بدون طهارت آن آثار محقق نمىشود .
* اين شرط الماهيّة و يا به عبارت ديگر شرط مأمور به خود بر چند قسم است .
بر سه قسم است : 1 - شرط متقدّم . 2 - شرط مقارن . 3 - شرط متأخّر .
* شرط متقدّم چيست ؟
شرطى است كه از نظر زمانى بر مشروط تقدم دارد . مثل : طهارت براى نماز بنا بر اينكه طهارت ، همان وضوء ، تيمم و غسل باشد و نه حالت نفسانى و طهارت باطنيّهاى كه خود مسبّب از اين اعمال است .
* شرط مقارن چيست ؟
شرطى است كه همزمان با مشروط است . مثل :
1 - استقبال الى القبله ، ستر العورة ، إباحة المكان ، قصد قربت .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٩٦