تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
دو شاخه : 1 - الفاظ عبادات . 2 - الفاظ معاملات . * مباحثى كه تاكنون مطرح شد راجع به كدام يك از دو شاخهء مذكور بود ؟ در رابطهء با الفاظ عبادات بود ، و لكن در اينجا بحث از الفاظ معاملات است . * منظور از معاملات ، به معناى عام كلمه است و يا خاص ؟ به معناى عام كلمه است ، يعنى مطلق عقود و ايقاعات از بيع ، نكاح ، طلاق و غيره . * مراد از اسباب در معاملات چيست ؟ همان انشائات و ايجاب و قبول‌ها و عقود و ايقاعات هستند كه سبب ملكيّت ، زوجيّت و . . . مىشوند . * مراد از مسبّبات در معاملات چيست ؟ همان علقهء ملكيت و يا زوجيت و . . . هستند كه مسبّب و يا اثر همان عقود و انشائات مىباشند . * در چه صورت بحث صحيح و اعم در الفاظ معاملات جارى مىشود ؟ اگر الفاظ معاملات ، اسامى مسببات باشند ، بحث صحيح و اعم در آن‌ها جريان پيدا نمىكند ، زيرا ملكيت ، زوجيت ، فراق و امثال آن از امور بسيطه بوده و امرشان دائر ميان وجود و عدم است . در نتيجه چون از مركبات نيستند متصف به صحت و فساد و تام و ناقص نمىشود . - و اگر الفاظ معاملات ، اسامى اسباب باشند ، نزاع صحيحى و اعمّى در آن‌ها جريان دارد بدين معنا كه : مراد از بيع ( فى المثل ) : عقد صحيح است يا مطلق العقد اعم از اينكه صحيح باشد يا فاسد ؟ به عبارت ديگر : آيا الفاظ معاملات براى صحيح وضع شده‌اند يا اعم از صحيح و فاسد ؟ * قبل از پاسخ به سؤال مذكور بفرماييد الفاظ معاملات براى اسباب وضع شده‌اند يا براى مسبّبات ؟ 1 - برخى گفته‌اند : بيع انشاء تمليك است و يا بيع ايجاب و قبول است . از اين نگرش استفاده مىشود كه الفاظ معاملات براى اسباب وضع شده‌اند . 2 - برخى گفته‌اند : بيع ، همان مالكيتى است كه به دنبال ايجاب و قبول حاصل مىشود . از اين نگرش استفاده مىشود كه الفاظ معاملات براى مسبّبات وضع شده‌اند . * با توجه به مقدماتى كه گذشت مراد از « انّ اسامى المعاملات ، ان كانت . . . الخ » چيست ؟ بيان امر اول است مبنى بر اينكه :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 285 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى