تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مقدور است و نه نماز صحيح مطلق ، تا اينكه نذر ترك برآن مترتب شود . زيرا : ناذر پس از نذر قدرت ندارد كه نماز صحيح مطلق بخواند و امكان ندارد كه نماز صحيحى از او محقق شود ، چرا كه به مجرد نذر ، انجام نماز حرام است و حرمت در عبادت مقتضى فساد است . و لذا : نذرى كه سلب قدرت از ناذر كند انعقادش روشن نمىباشد . بلكه نذر در موردى صحيح است كه پس از آن نيز قدرت مخالفت و يا موافقت براى ناذر وجود داشته باشد . نتيجه اينكه : نذر به ترك نماز صحيح تعلق گرفته لكن با قطع‌نظر از نذر . حال : اگر شما بگوييد : مراد از صحيح ، مطلق است ما در اصل انعقاد و صحت نذر ، ترديد كرده مىگوييم : چون از ناذر سلب قدرت شده ، صحيح نمىباشد . خلاصه اينكه : تمام ادلّهء اعمّىها مورد بررسى و ردّ شد . * حاصل و خلاصهء سخن مرحوم آخوند و رأى او در اين مناقشات چيست ؟ اگرچه دليل چهارم صحيحى را قابل منع و قسمتى از دليل سوم آن‌ها را نيز قابل خدشه دانست ، لكن قسمت ديگر دليل سوم را به ضميمهء تبادر و عدم صحت سلب داراى اتقان و قابل قبول دانست و خود را صحيحى خواند . پس به نظر ايشان : موضوع له الفاظ عبادات خصوص صحيح است و استعمالشان در عبادات فاسد با مسامحه و رعايت علاقه مجاز مىباشد . * * *