تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
پس : از وجودش ، عدمش لازم نمىآيد . * محذور اول مورد ادّعاى مستدل چه بود ؟ عدم الحنث بود . * چرا وقتى نذر به صحيح شأنى تعلّق بگيرد چنين محذورى پيش نمىآيد ؟ اولا : نذر به ترك صحيح لولائى تعلق گرفته و نه فعلى . ثانيا : آنچه را كه تركش را نذر كرده بود اكنون هم همان را انجام مىدهد و نه چيز ديگرى . در نتيجه : هم حنث نذر لازم مىآيد ، هم مخالف اجماع نيست . * پس مراد از « نعم : لو فرض تعلّقه به ترك الصلاة المطلوبة بالفعل . . . » چيست ؟ اينست كه : تعلق نذر را مىتوان به دو صورت ديگر هم فرض نمود كه اشكالات مستشكل نيز مربوط به اين دو فرض است : 1 - اينكه نذر به ترك صحيح فعلى تعلق بگيرد ، يعنى ناذر نذر كند كه نماز صحيح و مطلوب فعلى و پس از نذر را ترك كند . 2 - اينكه نذر به ترك صحيح تعلّق بگيرد ، يعنى ناذر نذر كند كه نماز صحيح مطلق را ترك كند ( چه قبل از نذر ، و چه بعد از نذر ) . لذا : در اين دو فرض است كه مشكل حنث يعنى مخالفت با نذر مطرح مىشود ، چرا ؟ زيرا : متعلّق نذر ، صحيح فعلى و يا صحيح مطلق است . به عبارت ديگر : عملى را كه پس از نذر انجام مىدهد غير صحيح بوده و فاسد است و لذا موجب حنث و مخالفت نذر نمىشود . به عبارت ديگر : چون چنين نذرى به يكى از دو فرض مذكور : مستلزم امر محال يعنى : لزوم عدم از وجودش مىباشد منعقد نشده و محقق نمىشود . در نتيجه : به سبب انجام نماز ، حنث و مخالفت با نذر حاصل نمىشود . * علت اين عدم انعقاد و تحقق چيست ؟ اينست كه : نذر بايد به امر مقدورى تعلق بگيرد و حال آنكه پس از نذر ، نه نماز صحيح فعلى
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 279 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى