تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
عدمش لازم آيد . * اين ملازمه چيست ، وجودش مستلزم عدمش مىباشد به چه معناست ؟ مىگويند : با فرض اينكه متعلق نذر ترك نماز صحيح باشد بايد گفت : به محض انعقاد نذر ، ناذر قادر بر ترك نماز صحيح نمىباشد ، چرا كه به دليل حرام بودن نماز در اين امكنه ، ايجاد نماز و خواندن نماز ممكن نمىباشد . پس : متعلّق نذر كه ترك نماز صحيح است مورد قدرت نمىباشد . در نتيجه : از انعقاد و وجود نذر ، عدم انعقادش لازم آيد . حال : چيزى كه از وجودش ، عدمش لازم آيد محال است . * لزوم اين محال بخاطر چيست ؟ بخاطر اينست كه : متعلّق نذر را ترك نماز صحيح قرار داديم و حال آنكه اگر متعلق ترك را نماز فاسد قرار بدهيم محذور فوق پيش نمىآيد . * با توجه به مطالب فوق مدّعاى ايشان را چگونه اثبات مىكنند ؟ مىگويند : اجماع بر صحت چنين نذرى قرينه و دليل بر اينست كه : مراد از نماز در اين مورد نماز فاسد است ، فهو المطلوب . * اصل استدلال حضرات را به صورت مختصر بنويسيد . 1 - اگر متعلق نذر خصوص نماز صحيح باشد و ترك آن منذور ، مستلزم اينست كه : اگر كسى پس از نذر در مكان‌هاى مذكور نماز خواند حنث نذر نكرده باشد اين لازم باطل است ، پس ملزوم هم باطل است . به عبارت ساده‌تر ، ملازمه اينست كه : 1 - نذر مزبور بنا برفرض صحيح و منعقد مىشود . 2 - بدنبال انعقاد نذر امر به وفاى به نذر مىآيد . پس : ترك نماز در امكنهء مزبور از باب وفاى به نذر واجب است . حال مىگوييم : 1 - امر به شىء مقتضى نهى از ضد است و لذا ضد ترك صلاة كه فعل صلاة باشد حرام است . 2 - حرمت در عبادات ، ملازم با فساد است . پس : نماز در امكنهء مذكور پس از باب وفاى به نذر واجب است . حال مىگوييم : 1 - امر به شىء مقتضى نهى از ضد است و لذا ضد ترك صلاة كه فعل صلاة باشد حرام است . 2 - حرمت در عبادات ، ملازم با فساد است . پس : نماز در امكنهء مذكور پس از نذر ، فاسد است . سپس مىگويند :