تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
پس : مانعى ندارد كه مراد از صلاة در اين حديث نيز صلاة صحيح باشد . بنابراين : اينكه شما گفتيد : مستلزم عدم صحت نهى است ، مربوط به امر و نهى مولوى است چرا كه در امر و نهى ارشادى آن شرائط و جهات امر و نهى مولوى وجود ندارد . * اين نهى ارشاد به چيست ؟ به مانعيّت حيض ، به عدم قدرت بر نماز صحيح ، يعنى كه چون خواندن نماز صحيح و كامل مقدورش نيست بى خود خود را به زحمت نيندازد . * اين عدم قدرت عقلى است و يا شرعى ؟ گاهى عقلى است ، و عقل قادر بر تشخيص وجود مانع و يا عدم آن است . گاهى نيز شرعى است و نيازمند بيان شارع مقدس است . فى المثل : 1 - عقل تشخيص مىدهد كه كودك غير مميّز بدليل كودكى و عدم تشخيص نمىتواند طرف معامله واقع شود ، چرا كه اين عدم تشخيص مانع او از تصرف و معامله است و حال آنكه به تشخيص همين عقل ، معامله و تصرف كودك مميز و صاحب تشخيص در ثمن و مبيع بلامانع است . اما : شارع مقدس از معاملهء با همين كودك مميز نيز نهى فرموده و مىگويد تا به سن بلوغ نرسيده قادر بر معامله صحيح نيست . و لذا مىگويد : لا يعامل الصبى . * آيا مخالفت با اين نهى موجب حرمت و عقوبت است ؟ خير ، موجب حرمت و عقوبت نيست چرا كه ارشادى است ، يعنى راهنمايى مىكند كه معاملهء چنين كسى درست نبوده و موجب نقل و انتقال و ترتب اثر نمىباشد . * دعى الصلاة در ما نحن فيه از كدام قسم است ؟ از قسم دوم است ، زيرا كه عقل مانع بودن حيض را نمىفهمد و شارع با دعى الصلاة و يا لا تصلّى ، مانعيّت آن را به مكلف فهمانيده است . * اصل در اوامر شارع مولويت است يا ارشاديت ؟ مولويّت است ، چونكه ارشاديت خلاف اصل بوده و نيازمند به دليل است . * پس شما به چه دليل امر ( دعى ) را حمل بر ارشاد مىكنيد ؟ به اين دليل كه اگر زنى در ايام حيض نمازى بخواند از دو حال خارج نيست : يا به قصد قربت مىخواند و يا بدون قصد قربت .