1 - اخذ حقيقى ، عمل به چيزى است كه عند اللّه مطابق با واقع است .
2 - اخذ پندارى ، عمل به چيزى است كه فرد گمان مىكند مطابق با واقع است و حال آنكه اخذ به واقع نكرده است .
حال : اين حضرات اخذ و عامل به اين عبادات هستند ، لكن اخذى پندارى ، آنها به گمانشان به واقع عمل مىكنند و حال آنكه چنين نيست .
* اگر از آخوند ( ره ) بپرسند اينكه امام مىفرمايد : اخذوا . . . على الظاهر حمل بر اخذ و واقعى مىشود نه اعتقادى و پندارى ، شما چگونه در كلمهء اخذ تصرف كرده و آن را بر اخذ اعتقادى حمل كرديد . چه پاسخى مىدهد ؟
مىفرمايد : ما به جهت جمع ميان ادله چنين تصرّف و حملى را انجام داديم .
زيرا :
1 - از طرفى اخذوا بالاربع على الظاهر دلالت بر صحت عمل آنها دارد .
2 - از طرفى رواياتى وجود دارد كه عمل آنها را فاسد و باطل مىداند .
پس : جمع ميان اين دو به اينست كه : صحت را به اعتقادى و پندارى نسبت دهيم و بطلان را به واقعى و بگوييم :
ايشان به عقيده و پندار خود عمل صحيح انجام مىدهند و لكن به حسب واقع اينچنين نيست .
* حاصل پاسخ جناب آخوند به عبارت ديگر اينست كه :
1 - مراد از الفاظ چهارگانه مذكور در صدر عبادات خصوص صحيح است و ما بدان ملتزم هستيم ، چرا كه اسلام بر اين امور بنا شده است .
2 - مراد از اربع ، نماز ، روزه ، زكات و حج فاسد است ، و لكن فاسد به حسب واقع و صحيح به عقيدهء خود اهل سنت .
پس مىتوان گفت : مراد از ( الاربع ) نيز همان عبادات صحيح و لكن صحيح از نظر خود اهل سنت و نه واقعى و حقيقى ، پس تنافى مورد توهم دفع مىشود .
* پس مراد از « و الاستعمال فى قوله فلو انّ احدا صام نهاره . . . » چيست ؟
اينست كه مىتوان از تقرير فوق استفاده كرده و گفت :
مراد از ( فلو انّ احدا صام و نهاره ) نيز صوم صحيح است و لكن نه صوم صحيح و واقعى بلكه به اعتقاد و پندار آنها .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٦٩