در نتيجه : ميان صدر حديث و فقرهء مورد نظر تنافى پيدا مىشود ، چرا كه :
1 - مراد از الفاظ چهارگانه در صدر حديث صحيح آن است .
2 - در فقرهء بعدى مراد از اين الفاظ فاسد آن مىباشد .
جمع ميان اين دو مطلب جمع ميان متنافيين است .
حال جناب آخوند چه پاسخى به اين اشكال و سؤال مىدهند ؟
جناب آخوند وجود چنين تنافى را رد مىكند ، منتهى براى هريك از اين دو دسته روايت پاسخى علىحده و اختصاصى مىدهد .
* پاسخ علىحده و اختصاصى ايشان به روايات دستهء اول چيست ؟
مىفرمايد :
1 - اصل استعمال الفاظ مزبور ، در عمل فاسد غير قابل قبول و بلكه ما معتقديم كه اين الفاظ در اين دسته از روايات در خصوص صحيح به كار رفتهاند ، چرا كه مىفرمايد : اسلام بر اين پايهها بنا شده است .
2 - اسلام بر پايهء حج و زكات و صوم و صلاة صحيح بنا شده است نه بر هر نمازى يا حجى و لو فاسد و باطل .
در نتيجه : اين الفاظ در روايات دسته اول در اعم و فاسد استعمال نشدهاند تا شما سخن از حقيقت و مجاز بودن آنها به ميان آوريد .
* اگر به جناب آخوند اشكال شود كه :
1 - شما مىگوييد مرا از الفاظ مزبور خصوص صحيح است .
2 - امام هم كه تصديق فرمودند كه اهل سنت نيز چهار قسم را اخذ كردند .
3 - اگر مراد خصوص صحيح است ، اهل سنت هم چهار قسم از صحيح را اخذ كردهاند .
پس چرا فقهاء ما مىگويند : عبادات منكرين و مخالفين ولايت ائمه باطل و فاسد است جناب آخوند چه پاسخ مىدهد ؟
مىفرمايد :
بله ، مراد از صلاة و صوم و . . . خصوص صحيح است نه فاسد و لكن اينكه امام مىفرمايد : اخذ الناس بالاربع ، بايد ديد اخذ اين حضرات چه نوع اخذى است .
* مگر اخذ بر چند نوع است ؟
بر دو نوع است : اخذ حقيقى ، اخذ پندارى .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٦٨