تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
يعنى : از انتفاء اثر پى به انتفاء مؤثر مىبريم . در نتيجه : ماهيت نماز از عمل فاسد ، مسلوب و منتفى است . * مراد از « او نفى ماهيتها و طبايعها مثل : لا صلاة الا بفاتحة الكتاب . . . » چيست ؟ اشاره به طائفهء دوم از آيات و رواياتى است كه با ( لا ) نفى جنسى شروع شده و نفى ماهيت و حقيقت از عملى كرده كه فاقد جزء و يا شرطى است . مثل : لا صلاة الا بطهور و يا مثل : لا صلاة الا بفاتحة الكتاب و امثال اين دو . * استدلال به آيات و يا روايات مزبور چگونه است ؟ 1 - نماز بدون طهارت و يا بدون فاتحة الكتاب را اصلا نماز نمىداند و نفى جنسيت و ماهيت نماز از چنين عملى مىكند . 2 - نماز فاسد نمازى است كه فاقد طهارت و يا فاتحة الكتاب باشد . پس : جنس و ماهيت نماز بودن ، از نماز فاسد منتفى است . هذا : هو المطلوب . * چگونه مىتوان اين دو طائفه از احاديث منقول را دليل بر مدّعاى صحيحىها دانست در حالى كه نه دستهء اول از آن‌ها اثبات آثار براى ماهيات و مسمّيات كرده و نه دستهء دوم نفى ماهيات و سلب طبايع از آن‌ها ؟ بلكه مىتوان گفت : 1 - مراد از دستهء اول اين روايات ، جعل آثار براى خصوص ماهيات صحيح است . 2 - و مراد از طائفهء دوم نفى صحت از اعمالى كه واجد جزء و شرط نمىباشند . پس : اخبار مزبور دلالتى ندارند بر اينكه اسامى عبادات براى خصوص صحيح وضع شده‌اند به نحوى كه غير صحيح معدوم الماهية باشد . به عبارت ديگر : چه اشكال دارد كه بگوييم در اين‌گونه موارد ، مراد معناى حقيقى و نفى جنس و برداشتن اصل ذات نمىباشد ، بلكه وصفى از اوصاف ماهيت و ذات ، مثلا نفى صحت و يا نفى فايده و يا كمال از آن مراد مىباشد . يعنى : مراد اين باشد كه نماز بدون طهارت و يا فاتحة الكتاب ، نماز صحيح و كامل نيست ، نه اينكه اصلا نماز نيست و ماهيت ديگرى است ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 253 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى