تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
به عبارت ديگر متوهم مىگويد : 1 - در مقدمهء سوم در تصوير قدر جامع و در مقدمه پنجم در ثمرهء نزاع گفتيد : بنا بر قول صحيحى عبادات مجمل مىشوند و مجمل آن لفظى است كه ظهور ندارد . 2 - در اينجا كه ادلّه را مىآوريد مىگوييد : از لفظ صلاة خصوص صحيح به ذهن متبادر مىشود و تبادر هم فرع بر ظهور است . يعنى : الفاظ عبادات مبيّن بوده و داراى ظهوراند . پس : در يك جا مىگوييد الفاظ عبادات ظهور دارند و در جاى ديگر مىگوييد فاقد ظهورند آيا در اينجا دچار تنافى و تناقض نشده‌ايد ؟ * پاسخ جناب آخوند به سؤال يا توهم فوق چيست ؟ اينست كه : خير ، ميان اين دو مطلب تهافت و تناقضى وجود ندارد . دليل جناب آخوند بر عدم تنافى در ميان دو مطلب مزبور اينست كه : تبادر معناى صحيح و لو مجمل هم باشد با احتياط و اتيان مشكوك الاعتبار تناسب دارد . به عبارت ديگر : 1 - مراد ايشان از تبادر معناى صحيح ، سبقت گرفتن معنا به ذهن و لو بالاجمال است اگرچه تمام اجزاء و شرائط آن را به تفصيل و بطور مشروح ندانيم . 2 - و مرادشان از اجمال معنا اينست كه : ما به تمام خصوصيات و اجزاء و شرائط معتبره علم و آگاهى نداريم . به عبارت ديگر : بله ، اجمال كلى و همه‌جانبه با تبادر و ظهور تناسبى ندارد و لكن معانى الفاظ عبادات بطور كلى مجمل نمىباشند بلكه معلوم به علم تفصيلى نيستند . به عبارت ديگر : الفاظ عبادات معلوم بالاجمال‌اند و از جهات مختلف قابل اشاره و فهم‌اند . فى المثل : نماز داراى آثار مختلفى است كه بواسطهء هريك از اين آثار مىتوانيم به نماز اشاره كرده بگوييم : آن عبادتى كه معراج مؤمن است ، عمود دين است ، ناهى از فحشا و منكر است . در اينجا نيز ، مدعى هستيم از اطلاق صلاة ، همين مطلب به ذهن متبادر مىشود . مطلب مزبور مبين است و نه مجمل ، و در تبادر همين مقدار از علم و آگاهى كافى است . پس : هيچ‌گونه تنافى و تهافتى ميان اين دو قول وجود ندارد . * مراد از « فان المنافاة انّما تكون فيما اذا لم يكن . . . » چيست ؟