تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
قابل سلب است . اين صحت سلب دليل بر اينست كه : لفظ صلاة حقيقت در اعم نمىباشد و الا نبايد سلب مىشد . بنابراين : اگر لفظ صلاة احيانا در فاسد هم به كار مىرود مجازى و از روى مسامحه است . * سومين دليل از ادلهء صحيحىها چيست ؟ دو طايفه از آيات و روايات است : 1 - طايفهء اول آيات و رواياتى است كه آثار و فوائدى را براى ماهيات و مسمّيات يعنى عبادات اثبات مىكند : از قبيل :
إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
. عنكبوت / 45 . الصلاة عمود الدين . دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 133 . الصلاة معراج المؤمن . اعتقادات مجلسى ، ص 39 . * كيفيت استدلال به آيات و روايات مزبور را توضيح دهيد ؟ از آنجا كه : 1 - در عبارات مذكور ( ال ) براى جنس و ماهيت است . 2 - آثار و خواص ذكرشده نيز بر ماهيت و طبيعت صلاة بار شده است . مىتوان گفت : - مسمى و ماهيت نماز به دليل ظاهر آيات و روايات مزبور داراى فلان آثار است . - نماز ، روزه و حج فاسد ، داراى فلان آثار نيست . پس : ماهيت اين عبادات در اعمال فاسد نيست . در نتيجه : نماز فاسد اصلا نماز نيست ، بلكه ماهيت ديگرى است . حال : مطلوب ما نيز در اينجا اينست كه : نماز يعنى نماز صحيح و كامل . به عبارت ديگر : اين آيات و روايات آثار و فوائدى را براى نفس ماهيت و صرف حقيقت اثبات مىكنند و لذا در معناى حديث ( الصلاة عمود الدين ) مثلا مىتوان گفت : ماهيت نماز ستون دين است و حال آنكه نماز فاسد نمىتواند ستون دين و يا معراج مؤمن و قربان متقى باشد . و لذا : وقتى آثار مزبور در نماز فاسد وجود نداشته باشد ، ماهيت صلاة محقق نمىباشد .