قابل سلب است .
اين صحت سلب دليل بر اينست كه : لفظ صلاة حقيقت در اعم نمىباشد و الا نبايد سلب مىشد .
بنابراين : اگر لفظ صلاة احيانا در فاسد هم به كار مىرود مجازى و از روى مسامحه است .
* سومين دليل از ادلهء صحيحىها چيست ؟
دو طايفه از آيات و روايات است :
1 - طايفهء اول آيات و رواياتى است كه آثار و فوائدى را براى ماهيات و مسمّيات يعنى عبادات اثبات مىكند : از قبيل :
إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
. عنكبوت / 45 .
الصلاة عمود الدين . دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 133 .
الصلاة معراج المؤمن . اعتقادات مجلسى ، ص 39 .
* كيفيت استدلال به آيات و روايات مزبور را توضيح دهيد ؟
از آنجا كه :
1 - در عبارات مذكور ( ال ) براى جنس و ماهيت است .
2 - آثار و خواص ذكرشده نيز بر ماهيت و طبيعت صلاة بار شده است .
مىتوان گفت :
- مسمى و ماهيت نماز به دليل ظاهر آيات و روايات مزبور داراى فلان آثار است .
- نماز ، روزه و حج فاسد ، داراى فلان آثار نيست .
پس : ماهيت اين عبادات در اعمال فاسد نيست .
در نتيجه : نماز فاسد اصلا نماز نيست ، بلكه ماهيت ديگرى است .
حال : مطلوب ما نيز در اينجا اينست كه : نماز يعنى نماز صحيح و كامل .
به عبارت ديگر :
اين آيات و روايات آثار و فوائدى را براى نفس ماهيت و صرف حقيقت اثبات مىكنند و لذا در معناى حديث ( الصلاة عمود الدين ) مثلا مىتوان گفت :
ماهيت نماز ستون دين است و حال آنكه نماز فاسد نمىتواند ستون دين و يا معراج مؤمن و قربان متقى باشد .
و لذا : وقتى آثار مزبور در نماز فاسد وجود نداشته باشد ، ماهيت صلاة محقق نمىباشد .