تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

تشريح المسائل

* بحث در مقدمات مبحث صحيح و اعم تا بدينجا چه بود ؟ در اين بود كه آيا الفاظ عبادات براى خصوص عبادات صحيح وضع شده‌اند ؟ و يا براى اعم از صحيح و فاسد ؟ 1 - مشهور اصوليين از جمله آخوند ( ره ) صحيحى بودند . 2 - و برخى از ارباب اصول نيز اعمى شدند . و هريك از دو گروه براى اثبات مدعايشان دلائلى آورده‌اند . نكته : جناب شيخ هشت وجه در اثبات مدعاى صحيحىها در تقريرات آورده كه مرحوم آخوند چهارتاى از آن وجوه و ادلّه را در اينجا آورده است . * اولين دليل صحيحىها در مدّعاى مزبور چيست ؟ تبادر است ، زيرا در ما نحن فيه : 1 - از شنيدن الفاظ عبادات ، خصوص عبادات صيح و صحيح كامل به ذهن تبادر مىكند . ( صغرى ) 2 - تبادر نشانهء حقيقت است . ( كبرى ) پس : الفاظ عبادات در خصوص صحيح حقيقت هستند . ( نتيجه ) * مراد از « و لا منافاة بين دعوى ذلك و بين كون الالفاظ على هذا القول . . . » چيست ؟ پاسخ به يك سؤال و يا توهّم است . * اين سؤال چيست ؟ اينست كه : ميان ادّعاى تبادر و اين ادّعا كه ( در موارد جزء و شرط مشكوك ) الفاظ مجمل بوده و معانى آن‌ها به وضوح معلوم نيست ( پس بايد احتياط كرده و مشكوك الاعتبار را بجا آورد ) تنافى وجود دارد . زيرا : اگر معانى الفاظ مجمل‌اند ، چگونه ادعا مىكنند كه در صورت اطلاق و القاء اين الفاظ ، معانى صحيح به ذهن تبادر مىكند . پس اگر تبادر درست است و با شنيدن اين الفاظ معناى صحيح متبادر مىشود ادعاى اجمال الفاظ چه وجهى دارد ؟ در نتيجه ، جمع ميان اين دو مدّعى از قبيل جمع ميان متنافيين است .