تشريح المسائل
* بحث در مقدمات مبحث صحيح و اعم تا بدينجا چه بود ؟
در اين بود كه آيا الفاظ عبادات براى خصوص عبادات صحيح وضع شدهاند ؟ و يا براى اعم از صحيح و فاسد ؟
1 - مشهور اصوليين از جمله آخوند ( ره ) صحيحى بودند .
2 - و برخى از ارباب اصول نيز اعمى شدند . و هريك از دو گروه براى اثبات مدعايشان دلائلى آوردهاند .
نكته : جناب شيخ هشت وجه در اثبات مدعاى صحيحىها در تقريرات آورده كه مرحوم آخوند چهارتاى از آن وجوه و ادلّه را در اينجا آورده است .
* اولين دليل صحيحىها در مدّعاى مزبور چيست ؟
تبادر است ، زيرا در ما نحن فيه :
1 - از شنيدن الفاظ عبادات ، خصوص عبادات صيح و صحيح كامل به ذهن تبادر مىكند .
( صغرى )
2 - تبادر نشانهء حقيقت است . ( كبرى )
پس : الفاظ عبادات در خصوص صحيح حقيقت هستند . ( نتيجه )
* مراد از « و لا منافاة بين دعوى ذلك و بين كون الالفاظ على هذا القول . . . » چيست ؟
پاسخ به يك سؤال و يا توهّم است .
* اين سؤال چيست ؟
اينست كه : ميان ادّعاى تبادر و اين ادّعا كه ( در موارد جزء و شرط مشكوك ) الفاظ مجمل بوده و معانى آنها به وضوح معلوم نيست ( پس بايد احتياط كرده و مشكوك الاعتبار را بجا آورد ) تنافى وجود دارد .
زيرا : اگر معانى الفاظ مجملاند ، چگونه ادعا مىكنند كه در صورت اطلاق و القاء اين الفاظ ، معانى صحيح به ذهن تبادر مىكند .
پس اگر تبادر درست است و با شنيدن اين الفاظ معناى صحيح متبادر مىشود ادعاى اجمال الفاظ چه وجهى دارد ؟
در نتيجه ، جمع ميان اين دو مدّعى از قبيل جمع ميان متنافيين است .