تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
2 - بر مبناى اعمى كه صلاة بر همهء مراتب اعم از صحيح و فاسد اطلاق مىشود اين اطلاق چگونه اطلاقى است ؟ رأى مشهور در اينجا در رابطهء با الفاظ عبادات چيست ؟ 1 - رأى مشهور بر اينست كه : هم وضع در الفاظ عبادات عام است ، هم موضع له آن‌ها عام مىباشد . يعنى : واضع در هنگام وضع هريك از الفاظ عبادات ، يك مفهوم كلى و قدر مشترك را تصور كرده و لفظ عبادت را براى آن مفهوم كلى قرار داده‌اند . 2 - رأى جناب آخوند بر اينست كه : صحيحىها قادر بر تصوير يك قدر جامع قابل قبول هستند و لكن اعمىها از تصوير چنين قدر جامعى ناتوانند . فى المثل : ميان افراد و مراتب نماز صحيح و يا ميان افراد و مراتب صوم صحيح و يا ميان افراد و مراتب حج صحيح قدر جامع وجود دارد . * اين قدر جامع چه نام دارد ؟ نام خاص و عنوان مخصوصى ندارد ، چرا كه نقشى در لزوم قدر جامع ندارد . * پس چگونه مىتوان چنين قدر جامعى را نشان داد ؟ با يك عنوان مشير ، يك عنوان اجمالى و يا از راه آثار و خواصش به آن اشاره مىشود . فى المثل : در بيان قدر جامع نماز مىگوييم : آن چيزى كه معراج مؤمن است ، معيار قبولى اعمال است . در بيان قدر جامع روزه مىگوييم : عملى كه سپرى براى نجات از آتش است . * مراد از « فانّ الاشتراك فى الاثر كاشف عن الاشتراك . . . » چيست ؟ پاسخ به يك سؤال مقدّر است مبنى بر اينكه چنين جامع بىنام و نشان و مجهولى چه لزومى دارد ؟ لذا مىفرمايد : قائلين به وضع اسماء براى خصوص صحيح از اين رهگذر در امان بوده و بدون دغدغه مىتوانند ميان جميع افراد ، چنين جامعى تصور كنند ، چرا كه تمام افراد در يك اثر و خاصيت باهم مشترك هستند و از باب اينكه : اشتراك در اثر كاشف از اشتراك در قدر جامع مىباشد بايد گفت : همگى بواسطهء اين قدر جامع اثر مشترك را مىبخشد . * در تبيين مطلب فوق مثال بزنيد . فى المثل : در لسان دليل آمده است كه : 1 - الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر .