2 - بر مبناى اعمى كه صلاة بر همهء مراتب اعم از صحيح و فاسد اطلاق مىشود اين اطلاق چگونه اطلاقى است ؟ رأى مشهور در اينجا در رابطهء با الفاظ عبادات چيست ؟
1 - رأى مشهور بر اينست كه : هم وضع در الفاظ عبادات عام است ، هم موضع له آنها عام مىباشد .
يعنى : واضع در هنگام وضع هريك از الفاظ عبادات ، يك مفهوم كلى و قدر مشترك را تصور كرده و لفظ عبادت را براى آن مفهوم كلى قرار دادهاند .
2 - رأى جناب آخوند بر اينست كه : صحيحىها قادر بر تصوير يك قدر جامع قابل قبول هستند و لكن اعمىها از تصوير چنين قدر جامعى ناتوانند .
فى المثل : ميان افراد و مراتب نماز صحيح و يا ميان افراد و مراتب صوم صحيح و يا ميان افراد و مراتب حج صحيح قدر جامع وجود دارد .
* اين قدر جامع چه نام دارد ؟
نام خاص و عنوان مخصوصى ندارد ، چرا كه نقشى در لزوم قدر جامع ندارد .
* پس چگونه مىتوان چنين قدر جامعى را نشان داد ؟
با يك عنوان مشير ، يك عنوان اجمالى و يا از راه آثار و خواصش به آن اشاره مىشود .
فى المثل : در بيان قدر جامع نماز مىگوييم : آن چيزى كه معراج مؤمن است ، معيار قبولى اعمال است .
در بيان قدر جامع روزه مىگوييم : عملى كه سپرى براى نجات از آتش است .
* مراد از « فانّ الاشتراك فى الاثر كاشف عن الاشتراك . . . » چيست ؟
پاسخ به يك سؤال مقدّر است مبنى بر اينكه چنين جامع بىنام و نشان و مجهولى چه لزومى دارد ؟
لذا مىفرمايد : قائلين به وضع اسماء براى خصوص صحيح از اين رهگذر در امان بوده و بدون دغدغه مىتوانند ميان جميع افراد ، چنين جامعى تصور كنند ، چرا كه تمام افراد در يك اثر و خاصيت باهم مشترك هستند و از باب اينكه : اشتراك در اثر كاشف از اشتراك در قدر جامع مىباشد بايد گفت : همگى بواسطهء اين قدر جامع اثر مشترك را مىبخشد .
* در تبيين مطلب فوق مثال بزنيد .
فى المثل : در لسان دليل آمده است كه :
1 - الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٩٨