در مدح پيامبر بزرگوار صلَّى اللَّه عليه و آله دارد كه چنين آغاز مىشود :
- چرا من اين مايه شكوه را در تو مىبينم ، و مهر و دوستىات را در مكه به دل گرفتم ؟
- آيا قصد خواهنده تو ، دل ترا آرزو مىكند ، تا ترا ببيند ، لكن به آرزويش نمىرسد .
- و يا اينكه برفراز شاخساران باغها ، همچون كبوتران زارى مىكند ،
تا اينكه به مدح مىرسد و چنين مىگويد .
- خداى ، با بعثت او ، برانگيختن پيامبران را بپايان رساند ، و مهر ختام بر رسالت او گذاشت .
- اوست كه در قيامت ، اول و آخر و بسنده و كافى است .
- نگهبانى و هدايت امت ، و رهبرى مردم و عنايت ، همه از اوست .
- به درگاه او ، از روى اخلاص و فروتنى و چاكرى پناه ببر ، تا كرامت ببينى .
- در حالى كه بر او توسل جسته و از در او حاجت مىخواهى ، اشك خود را سيل آسا فرو بريز ، تا از ملامت ديگران ترا نجات دهد .
- خود را در پناه او قرار بده ، تا مگر از ظلم و ستم نجات يا بى .
- تو بر سراى چنين وجود گرامى فرود آى ، و بگو : اى كسى كه هر گونه بزرگوارى را در بر گرفته اى .
- تو آن كسى هستى ، كه با جودت ، ابرها و درياها را خجل كردى ( 1 ) .
- تو آن كسى هستى كه در محشر ، خدا داورى ترا دربارهء ما مىپذيرد .
- تو آن كسى هستى كه هرگاه نبودى ، ديگر از عقيق و تهامه ذكرى
هامش
( 1 ) اين بيت را در ذهن تداعى مىكند : ان السحاب لتستحيى اذا نظرت - الى نداك فقاسته بما فيها . « مترجم »