تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
و بلبلان سخن گستر طبعش ، بر منابر سخنورى و ادب ، داد بلاغت مىدهند . آنگاه كه بلبان معانى ، از كلام او به نغمه سرايى برخيزند ، و باغهاى هنر و كلامش به جلوه گرى پردازند ، عشق و آرزو را ، از آنجا كه من نمىتوانم توصيف كنم ، جلب مىكند . او مرواريد كلامش را ، بر گردن دهر به رشته كشيده ، و عنان كارش را به دست شرافت سپرده ، و در جامهء مجد و شكوه . - جامه اى كه به انواع زيور آراسته است - همواره خودنمايى مىكند او گوهرهاى بيان را به يارى زبان بر مىفشاند ، و آويزهء گوش جان مىسازد . در دانش پزشكى دست مسيحائى دارد ، و مردگان از بيمارىها را زنده مىكند ، و جوهر جواهر را با اعراض مبادله مىكند . - او طلعت بس زيبا و فرخنده دارد ، ليكن بر خلاف آرزوى گوركن و غسال كار مىكند . ديوان اشعارش ، مشهور و در دسترس است . و هنگامى كه اين ديوان را را به نظم آورد ، پيش من فرستاد و من آن را مطالعه كردم ، و او را همچون باد صبايى يافتم ، كه بر انواع عطرها و بوى خوش مسك شبانه و كافور صبحگاهى برترى دارد . - هيچ چيزى از پستان مليح ، به انسان مأنوستر نيست ، و هيچ جورى جز فرمانروايى ساقى وجود ندارد . . . الخ . « محبى » « خلاصة الاثر » ج 2 ص 376 شرح حال او را آورده ، و در آن اظهار نظر خفاجى را با اضافاتى نقل كرده است . از آثار او « الدر المنظم » و « بديعيه » اى است كه با ديوانش - چنان كه در ترجمه صفى الدين حلى گذشت بطبع رسيده است . او بسال 1005 وفات يافته است . و اين خواننده است كه بر اساس شعرش مذهبش را بداند ، و به ميزان توانائى او در شعر و قوت و ضعف كلامش پى ببرد ، وى قصيده اى