گفتار بزرگان در اجازات و كتب تذكره و فرهنگها دربارهء شخصيت اين شاعر ، به اينها محدود نمىشود ، چنان كه فضل و دانش اين شخص را سلطان وقت ايران شاه طهماسب صفوى نيز شناخته ، و در تقدير و بزرگداشت او كوشيده بود ، و مقام شيخ الاسلامى قزوين ، و بعدها اين مقام را در خراسان ، سپس در هرات به او داده بود ، و كرسى تدريس و افاضه را به دو تفويض كرده ، و در واقع پس از استادش محقق كركى ، او را بر همه فضلاى عصر برترى مىداد ، و با استفاده از اين موقعيت بود ، كه اين شاعر در نشر علم و دين و معرفى بزرگان آن بيش از هر چيز كوشيد ، و تاريخ نام نيك او را چنان جاويدان ساخت كه همواره صفحات خود را بنام او پر فروغ . و سطور خود را به ياد او آراسته داشته است .
از ويژگيهايى كه خداوند سبحان در وجود اين بزرگمرد به وديعه گذاشته و او را بر بسيارى از بندگان برجستگى داده است و شايسته است كه از فضايل بزرگ اين شخصيت در روزگار محسوب شود ، اينست كه پرچم تشيع را در هرات و آن نواحى به اهتزاز درآورده ، و با ارشاد و رهنمود اين مرد ، مردم بسيارى طريق سعادت و رشد را شناختهاند ، و به صراط مستقيم ره يافتهاند .
مشايخ شيخ حسين بن عبد الصمد و راويان از او
اين شيخ بزرگوار ، از گروهى از بزرگان طايفه و اساتيد علم روايت مىكند كه از آن جملهاند :
1 - شيخ بزرگوار ما زين الدين شهيد ثانى ، كه شيخ حسين از او دانش آموخته است .
2 - سيد بدر الدين حسن پسر سيد جعفر اعرجى كركى عاملى .
3 - شيخ حسن صاحب « معالم » پسر شهيد ثانى .
4 - سيد حسن پسر على پسر شدقم حسينى مدنى .