مخصوص آن بزرگوار هستم . من يار نزديك و داماد و وصى و ولى پيغمبرم ، كه در آشكار و نهان با او همدم هستم . به من ، فهم كتاب و فصل خطاب و دانش قرنها و اسباب داده شده ، و هزار كليد در دسترس من گذاشته شده ، كه با هر يك از آن كليدها ، هزار باب دانش گشوده مىشود . و از هر بابى از آن هزار هزار عهد به من داده شده ، و بدين گونه مورد تأييد قرار گرفتهام . يا به اين عبارت فرمود كه : ليلة القدر به عنوان خير و غنيمتى به من داده شد ، و به همه كسانى كه خاندان مرا نگاهبانى و هوادارى كند ، و اين لطف بر ما هست تا آنگاه كه شب و روز بدنبال هم مىآيند ، و تا هنگامى كه خداوند زمين و زمينيان را با هم گرد آورد . بر تو اى حارث ، مژده مىدهم كه سوگند بخدايى كه دانه را شكافت و جانها را آفريد ، دوست و دشمن مرا در چندين جاى مىشناسند ، دوستان و دشمنان من ، مرا در هنگام مرگ و در صراط ، و در آن هنگام كه هر يك نصيب اعمال خود را بايد ببينند ، مىشناسند . سپس پرسيد : اى مولاى من ، بگو كه اين روز كه مردم بخش و قسمت خواهند شد ، چه روزى است ؟
فرمود : آن روز است كه آتشيان ( از غير آنها ) جدا شوند ، و من با كمال درستى و به خوبى ، آنها را قسمت مىكنم ، و مىگويم : اين دوست من است و آن دشمن من . آنگاه أمير مؤمنان عليه السّلام ، دست حارث را گرفت و گفت : اى حارث ، دست ترا همان گونه گرفتهام ، كه رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله دست مرا گرفت . و در آن هنگام ، كه من از حاسدان قريش و منافقان به رسول اللَّه شكوه مىكردم ، به من فرمود : آنگاه كه روز قيامت فرا رسد ، من ريسمانى را كه با عصمت خداوند عرش پيوند دارد ، مىگيرم ، و تو نيز ، اى على ، همان رشته را بدست مىگيرى ، شيعيان و خاندان تو نيز همين رشته را مىگيرند ، بنابر اين تو اى حارث ، با اين دست دادن ، همان لطفى را كه خدا با پيامبر و وصى پيامبرش خواهد داشت بدين وسيله درياب . تو و دوستارانت - كم يا زياد باشند - از اين نعمت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٥١