ابن قتيبه در « معارف » ص 306 او را جزو رجال بزرگ شيعه در رديف صعصعة بن صوحان و اصبغ بن نباته و امثال آنها آورده است .
ذهبى در « ميزان الاعتدال » ص 202 ج 1 گفته است كه : او از بزرگترين علماى تابعى بود . و همو و ابن حجر در « تهذيب التهذيب » ص 145 از ابو بكر بن ابى داود نقل كردهاند كه گفت : حارث ، افقه مردم بود . و در ميان مردم ، از همه پارساتر و از حيث تبار ممتازتر بود ، فرائض را از على عليه السّلام فرا گرفت .
و در ( خلاصة تهذيب الكمال ) ص 58 آمده است كه « او يكى از بزرگان شيعه بود » .
كشى در « رجال » خود ص 59 به سند خود از ابى عمير بزاز و او از شعبى روايت مىكند كه گفت : از « حارث اعور » شنيدم كه مىگفت :
شبى به حضور على عليه السّلام رسيدم ، فرمود : اى اعور ، چه چيز باعث شد كه اينجا بيايى ؟
گفت : اى أمير مؤمنان ، به خدا قسم دوستى و محبت شما فرمود : آيا حديثى بر تو بگويم كه شكران آن را به جاى بياورى ؟ بدان كه هيچ بنده اى كه مرا دوست داشته باشد ، نمىميرد ، مگر آنكه با حب و دوستى من در قيامت زنده مىشود . و هيچ بنده اى مرا دشمن نمىدارد ، مگر آنكه در روز رستخيز با آن دشمنى روبرو مىشود . آنگاه نقل مىكند كه شعبى به من گفت : آگاه باش كه محبت او سود ، و بغض او زيانى به حال تو ندارند ( 1 ) .
و شيخ أبو على پسر شيخ الطائفه أبو جعفر طوسى ، در ص 42 امالى با سندش از جميل بن صالح از أبو خالد كاملى ( 2 ) و او از اصبغ بن نباته روايت كرده كه
هامش
( 1 ) اين سخن شعبى ، با آنچه پيغمبر اكرم در محبت أمير مؤمنان على عليه السّلام فرموده و دشمنى او را سخت نكوهش كرده ، تناقض دارد . به بخشهاى مختلف اين كتاب ، مراجعه فرماييد .
( 2 ) به اين صورت نقل شده ، لكن « كابلى » صحيح است .