14 - شيخ حسام الدين پسر جمال الدين طريحى ، در اجازه اى كه به شيخ محمّد جواد كاظمى در حدود سال 1090 صادر كرده است .
15 - سيد أمير حيدر پسر سيد علاء الدين حسينى بيرونى ، در دو جا در ضمن اجازهء خود به سيد حسين مجتهد پسر سيد حيدر كركى داده است .
16 - شيخ محمّد حسين مجلسى عاملى ، در اجازه اى كه به شيخ ابو الحسن شريف عاملى در سال 100 داده است .
17 - شيخ محمّد حسين ميسى عاملى در اجازه اى كه به شيخ ابو الحسن شريف عاملى در سال 1100 داده است .
18 - شيخ عبد الواحد پسر محمّد بورانى در اجازه خود به شيخ ابو الحسن شريف فتونى عاملى بسال 1103 .
19 - أمير محمّد صالح پسر عبد الواسع در اجازهء خود به شيخ ابو الحسن شريف فتونى بسال 1107 .
20 - شيخ صفى الدين پسر فخر الدين طريحى در اجازه اى كه به شيخ ابو الحسن شريف فتونى در سال 1111 و موارد متعددى در ديگر اجازاتى كه بشاگردانش داده است .
و شيخ جعفر خطى بحرانى ( 1 ) متوفى سال 1028 در ضمن قصيدهء رائيه اى كه به اقتضاى رائيهء شيخ بهائى سروده و شيخ را در آن ستوده و قصيده اش را تقريظ گفته ، چنين آورده است :
فيا ابن الاولى ص 221
- اى كسى كه فرزند بزرگانى هستى ، كه وصى پيامبر چنان كسان را ستوده ، كسانى كه هيچ دست انكارى ، بزرگوارى آنها را نتواند رد كند .
- در جنگ صفين ، آنجا كه از دوستارانش كسى نمانده بود كه دندان حميت خود را براى جنگ بفشارد و فرار نكند .
هامش
( 1 ) شرح حال اين شخص در ( سلافة العصر ) و ( انوار البدرين ) آمده و بحرانى همدانى درست است .