تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
- گنجينهء علم الهى و آفتاب هدايت و وجودى است كه فروغ رخشانش كاستى پذير نيست . - او مهبط وحى است كه كسى به فضل او نمىرسد و به كنه ذاتش خرد و هم پى نمىبرد . - او دنيا را طلاق داد و هرگز بدان خشنود نشد و آن را پسند نكرد و خوراك و پوشاك بر خود نگزيد . 20 - شبها را با عبادت و تقديس خدا بروز مىآورد و محراب و مجلس بوجودش مباهات مىكردند . - درياى بيكران بخشش و كرم و فرمانرواى سرشناس ولايت بزرگيها و مكارم بود . - آنگاه كه بر فراز منبر مىرفت زبان مردم از ملاحظه بلاغتش لال و الكن مىگرديد . - از الفاظ و كلمات چنان حكمتى نمايان مىساخت كه دانشوران توانا و زبردست را در حيرت مىافكند . - خوشا بر آن مراتب بلندى كه او نايل گرديده كه كيوان و اطلس ( فلك نهم ) نيز بر پاى آن نتوانند رسيد . - همهء جمع شوندگان ، بر مزار او مشرف مىشوند ، و هرگز پرچمهايش كهنه و مندرس نمىشود . - هرگاه كسى از روى انكار ، گفته مرا نپذيرد ، خواهم گفت : « اى دوست ، اينجا شهادتگاه مقدسى است » ( 1 ) . - آيا نمىبينيد ، كه چگونه از اين جايگاه ، نورى مىتابد ، و ديده و جان عالميان را ، روشن مىسازد ؟
هامش
( 1 ) اين مصرع ، ابتداى قصيدهء سيد على خان مدنى است .