- پيامبر جامه در سر كشيده و گليم بر خود پيچيده اى ( 1 ) ، كه حتى هيچ عيبجوئى نمىتواند از او روى برتابد .
50 - چراغ تابانى كه از فضيلت برخوردار ، و مايهء جدايى حق از باطل بود ، و آيينى هدايتگر را با آيات روشنگرى بياورد .
- چنان معجزه هايى آورد ، كه زبان هر وصف كننده اى از توصيف آن ناتوان است ، و بوسيله اين معجزهها ، مشركان را نابود و متوحش ساخت .
- با معجزات پيامبر جهانى روشن ، و در گيتى هدايت پديدار گرديد . و اسلام از پس آنكه خوار داشته مىشد ، عزت و احترام پيدا كرد .
- پس اى آن بهترين برگزيده اى كه براى هدايت امتى بزرگ برگزيده شدى ، و اى گرامىترين موجودى كه شايستهء گراميداشت هستى و ريشه در جهان كرامت دوانيده اى .
- زبان هر ستايشگر استادى در ستايش و نعت تو كوتاه و نارسا است ، پس من در پهنهء مدح تو چه چيزى بگويم كه سزاوار باشد ؟
55 - در ستايش و مدح تو ، خداى جل جلاله چنان مدحى گفته ، كه بر هيچ پيامبرى نفرموده است .
- بالاتر از اين توصيفى كه خدا در باب تو فرموده يعنى : اينكه تو خلق بزرگ و خوى بسيار پسنديده اى دارى ( 2 ) - چه مىتوان گفت ؟
- تو شهر دانشى هستى كه على عليه السّلام نيز در آن است ، و از غير اين در ، كسى نمىتواند وارد آن شهر گردد ( 3 ) .
- پيشوايى كه گمراهى را نابود كرده ، و شعله هدايت را برافراخته ،
هامش
( 1 ) اشاره به القاب « مزمل » و « مدثر » .
( 2 ) اشاره به آيه انك على خلق عظيم .
( 3 ) اين روايت در جلد ششم ص 61 - 81 ط 2 الغدير آمده است .