ترجمه بوده است ، و شرح حالش را در ( شهداء الفضيلة ) مىتوانيد مطالعه بكنيد ( 1 ) و ملا محمّد باقر پسر محمّد مؤمن خراسانى سبزوارى ، درگذشته بسال 1090 از شاعر بزرگوار ما ( بموجب اجازه اى كه به ملا محمّد شفيع داده است ) روايت مىكند ( 2 ) .
و شيخ جعفر پسر كمال الدين بحرانى درگذشته بسال 1091 ( 3 ) .
و سيد احمد نظام الدين ، درگذشته بسال 1086 پدر سيد على خان مدنى صاحب ( السلافة ) مطابق نوشتهء روضات الجنات ص 413 .
بطور كلى هر جا در كتابهاى شرح حال ، از شاعر گرانمايهء ما - نور الدين مطلبى بيابى ، خواهى ديد كه همه با جملههاى احترام آميز و با بيان آگنده از ستايش از او ياد كردهاند ، و او را از چهرههاى دين و دانش معرفى كردهاند .
سيد بزرگوار ما صدر الدين مدنى در « سلافة العصر » ص 302 ، از او چنين ياد مىكند :
او كوهى از دانش ، و بازوى دين و ايمان ، و مالك زمام تأليف ، و تصنيف ، و فردى بود كه در روايت و درايت تبحر داشت . در ميان سپاه مكارم ، بلندترين پرچم را بدست او مىديديد ، و فضيلتى داشت كه هر پژوهنده اى از آن بهره مىگرفت و گويى ماه در مقدم او مىتابيد ، و ابر بارنده از كرمش عرق شرم مىريخت . اخلاقش چيزى بود كه بزرگان را مىآراست ، و صوت وصيتش در سحر كارى و مهارت ، همه جا فراگير بود .
فسار مسير الشمس فى كل بلدة
و هب هبوب الريح فى البر و البحر
يعنى : همچون آفتاب ، در هر شهرى مىتابيد . و همچون باد ، بر خشكى
هامش
( 1 ) رجوع شود به اجازات بحار ص 164 .
( 2 ) اجازات بحار ص 156 .
( 3 ) مستدرك الوسائل 3 : 389 .