83 قرن يازدهم : ابن ابى الحسن عاملى
على عليه السّلام بمقام بلند مكارم اخلاق و فضيلت رسيده است ، و هواداران شما از از ديرگاهان ، گرد گوسالهها جمع شده و با شتاب تمام ، مردم را از حقيقت باز مىداشتهاند . طرفداران شورى ، با كين و خصومتى كه در دل داشتند ، از اظهار آن خوددارى كردند و از على عليه السّلام روى بر تافتند و اين دشمنى پيوسته در دلشان غليان داشت . اى مرو ! اين دشمنى شما ، چه سودى مىتوانست داشته باشد ؟ و حال آنكه پيامبر مصطفى خاتم انبياء صلَّى اللَّه عليه و آله دربارهء او بصراحت سخن گفته ، و در روز غدير ، او را پيشواى مردم و داراى منطقى استوار و برهانى برنده معرفى كرده است . شما با ستمى كه كرديد ، اين مقام را به ناشايستگان سپرديد ، و از شخصيت سزاوار ، آن را دور كرديد . دل رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله را با ممانعت دختر وى ، از بهره گيرى ميراث پدر ، به درد آوردند و اين چه كار زشتى بوده است ؟ !
اينان چقدر بر مركب گمراهى سوار ، و در انجام كارهاى ناشايست استوار بودند . چقدر از ساحت عدل و هدايت بدور افتاده بودند .
پليديها و تبهكاريهاى اينان ، بيش از آن است كه افرادى چون من بتوانند آنها را بسلك قلم بكشند و شماره كنند . شما كفران كرديد و سخنان بىاساسى در ستايش افراد ساقط از هر فضيلتى ساختيد . و اين بس نبود كه به يار پيغامبر - آن مرد برگزيده دادگر - بديها و عيبهائى نسبت داديد ؟