و باز از دو شيخ بزرگوار ، اجازه روايت دارد : يكى عرضى حلبى ( 1 ) دوم بورينى شامى ( 2 ) در اجازه اى كه به مولى محمّد حسن نوشته چنين آورده است : من بخشى از مولفات عامه را كه در باب معقول و فقه و حديث آمده ، از دو شيخ بزرگوار و محدث - كه هر دو از اعلم دانشمندان و پيشواى عصر خود بودند - يعنى عمر عرضى حلبى و حسن بورينى شامى روايت مىكنم . و اين مطابق اجازه اى است كه از طرق مفصل در اجازاتشان ، نسبت به من داده شده است .
كسانى كه از سيد ، روايت مىكنند .
و از سيد نيز روايت مىكنند مطابق اجازه اى كه از ملا محمّد طاهر قمى متوفاى 1098 ( ان شاء اللَّه و شرح حالش خواهد آمد ) گرفته است .
شيخ هاشم پسر حسين پسر عبد الرووف احسائى ( 3 ) .
شيخ ابو عبد اللَّه حسين پسر حسن پسر يونس عاملى عيناثى جبعى ( 4 ) .
ملا محمّد حسن پسر محمّد مؤمن با اجازه اى كه به تاريخ 1051 ه دريافت كرده ( 5 ) .
و سيد محمّد مؤمن پسر دوست محمّد حسين استر آبادى ، ساكن مكه مكرمه ، كه در آنجا در سال 1088 بشهادت رسيده ، و خود از شاگردان شخصيت مورد
هامش
( 1 ) عمر بن عبد الوهاب عرضى حلبى شافعى قادرى ، محدث و فقيه بزرگ كه مفتى و واعظ حلب بود در سال 950 در حلب متولد ، و در شعبان سال 1024 وفات يافته ، و شرح حال او در خلاصة الاثر ص 215 ج 3 آمده است .
( 2 ) شيخ حسن بن محمّد بوريتى شافعى ، كه آثار و تأليفى نفيس و ديوان شعر دارد .
در سال 963 متولد و بسال 1024 وفات يافته ، و شرح حال او را محبى در ( خلاصه ) :
2 : 51 - 62 آورده است .
( 3 ) رجوع شود به مستدرك الوسائل 3 : 407 .
( 4 ) رجوع شود به اجازات بحار ص 159 ، 160 .
( 5 ) رجوع شود به اجازات بحار ص 141 .