چراغ وجودش بهره گيرى كردهايم . از بلاد شام به شهرهاى عجم آمده ، و تا پايان مرگ در اين نواحى سكونت كرده و در سال 1059 وفات يافته است » .
شيخ حر عاملى در « امل الامل » ( 1 ) احوال او را آورده و او را ستوده و گفته است : او دانشمندى فاضل و اديبى استاد و محققى ژرفنگر و نويسنده اى امين بود ، كه علو حربيت را به معاصران خود شناساند . بسيارى از كتابهاى خاصه و عامه را در نزد سيد نور الدين على پسر على پسر ابو الحسن موسوى عاملى در مكه فرا گرفته ، و كتابهايى بس سودمند تأليف كرده است .
و استاد ما علامه مجلسى در « بحار الانوار » ( 2 ) همچون « صاحب سلافة » او را ستوده است و بطور كلى ، گوهر تعابير ستايش انگيز و تكريم آميز ، در همهء معاجم و كتب تراجم در حق او منتشر شده است . و مادر كتاب « شهداء الفضيلة » « ص 118 فصلى به شرح احوال اين بزرگمرد اختصاص دادهايم و در آن كتاب ( ص 160 ) چنين مىخوانيم :
در محضر اين بزرگوار ، شيخ على زين الدين - از اولاد شهيد ثانى - تلمذ كرده ، و شيخ هاشم احصائى نيز از او روايت كرده است ( بنا به نوشته « المستدرك 3 ص 406 » .
آثار معروف آن بزرگوار عبارت است از :
1 - طرائف النظام و لطائف الانسجام فى محاسن الاشعار .
2 - اللالى السنيه فى شرح الاجروميه : در دو مجلد .
3 - شرح « شرح كافيجى بر قواعد ابن هشام » .
4 - شرح « شرح الفاكهى على القطر » .
5 - شرح قواعد شهيد - قدس سره - .
هامش
( 1 ) ص 452 ، از نسخه اى كه در آخر منهج المقال به طبع رسيده است .
( 2 ) ج 25 ص 126 .